تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
آن را با زمين يكسان كرد و بقول ابن عباس ، كوه را مبدل به خاك كرد . حسن گويد : يعنى به زمين فرو رفت . برخى گويند : كوه به چهار قسمت شد ، قسمتى بسوى مشرق و قسمتى بسوى مغرب و قسمتى به دريا رفت و چهارمين قسمت ، به صورت شن در آمد . برخى گويند : اين كوه ، شش قسمت شد . سه قسمت به مدينه رفت و « احد » و « ورقان » و « رضوى » شد و سه قسمت به مكه رفت و « ثور » و « ثبير » و « حراء » شد . وجه اخير از پيامبر گرامى روايت شده است . بهر حال ، مقصود اين است كه خداوند ، آياتى ظاهر كرد كه كسانى كه نزد كوه بودند ، يقين كردند كه ديدن خداوند محال است . پس منظور از تجلى خداوند ، تجلى آيات و نشانه‌هاى قدرت اوست . هر نشانه‌اى كه خداوند از قدرت خود در معرض ديد مردم قرار دهد ، مثل اين است كه خودش براى مردم تجلى شده است . در آنجا نيز همين كه گوشه‌اى از قدرت خود را بر كوه ظاهر كرد ، مثل اين بود كه خودش در برابر آن عده ، حاضر شده است . برخى گويند « تجلى » به معناى « جلى » است . يعنى : خداوند امر خود را بر كوه ظاهر كرد . در نتيجه ، كوه ، متلاشى شد . مؤيد آن روايتى است كه مىگويند : خداوند عرش خود را به اندازهء يك انگشت ، آشكار كرد و كوه را متزلزل ساخت . ابن عباس گويد : يعنى نور خدا براى كوه ظاهر شد . حسن گويد : يعنى وحى خدا بر كوه نازل شد .
وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً
: ابن عباس و حسن و ابن زيد گويند : يعنى موسى بيهوش بر زمين افتاد . البته موسى از دنيا نرفت ، ولى آن عدهء هفتاد نفرى كه با او آمده بودند ، همگى جان سپردند . در بارهء موسى مىگويد :
« فَلَمَّا أَفاقَ »
يعنى همين كه به هوش آمد . در بارهء آنها مىگويد :
« ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ »
يعنى : شما را پس از مرگ زنده كرديم . از ابن عباس نقل شده است كه موسى در عصر روز پنجشنبه - كه روز عرفه بود - بيهوش شد و جمعه به هوش آمد . در همين وقت بود كه تورات بر او نازل شد . قتاده گويد : موسى هم مرده بود .
فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَكَ
: همين كه به هوش آمد ، گفت : خدايا از آنچه در خور