تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
1 - جمهور مىگويند : براى خودش درخواست رؤيت نكرد . بلكه براى قومش درخواست كرد ، زيرا آنها مىگفتند : تا خدا را آشكارا ننگريم ، به تو ايمان نمىآوريم . از اينرو پس از آنكه خداوند آنها را هلاك كرد ، گفت : ما را به سبب كردار سفيهان هلاك مىكنى ؟ ! ( آيه 155 همين سوره ) پرسش اگر جايز باشد كه براى قوم درخواست رؤيت كند ، با اينكه مىداند كه رؤيت خداوند محال است ، جايز است كه ساير خواسته‌هاى ايشان را هم كه محال بود ، از خداوند درخواست كند . پاسخ تفاوت اين است كه هر گاه آنها شك در جواز رؤيت داشته باشند ، همين كه بشنوند كه خداوند ديدنى نيست ، شكشان بر طرف مىشود ، زيرا خداوند حكيم و گفتارش راست است . بنا بر اين جوابى كه از جانب خداوند مىرسد ، شك آنها را بر طرف مىكند ، اما شك در جواز جسم بودن خداوند ، از اين راه بر طرف نمىشود ، زيرا كسى كه جسم است ، ممكن نيست بىنياز و عالم بهمهء معلومات باشد و جوابى كه داده مىشود ، مفيد يقين نيست و نفعى ندارد . برخى از علما گفته‌اند : جايز است كه موسى با علم باستحالهء رؤيت ، براى قوم خود درخواست رؤيت كند ، زيرا اين كار به صلاح قوم است . منتهى پيامبر بايد خودش عالم باشد كه آنچه درخواست مىكند ، از محالات است و مقصودش اين است كه از راه لطف ، جوابى از جانب خداوند داده بشود ، 2 - منظور موسى اين نبود كه خدا را به چشم بنگرد ، بلكه مىخواست پاره‌اى از نشانه‌هاى آخرت به او نشان داده شود ، تا معرفت كامل حاصل شود و شك و ترديدها زايل گردد و نيازى نداشته باشد كه براى قوم بنى اسرائيل استدلال كند و آنها انكار كنند . نظير آن سؤالى است كه ابراهيم از خداوند كرد كه كيفيت زنده شدن مردگان را كه او از راه استدلال ، پذيرفته و معتقد شده بود ، به او نشان دهد تا خاطر او آسوده