تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
نمىكنند ، معصيت هم نمىكنند .
أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ
: اينها از آيات و براهين من و از استدلال به آنها غافل هستند . ولى چار پايان ، رام و فرمانبر مىباشند . برخى گويند : يعنى از عذاب آخرت غافلند .
وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى
: خدا را نامهاى نيكوست ، زيرا معانى آنها پسنديده است . مثل جواد ، رحيم ، رزاق و كريم ، همهء اسماى خداوند داخل در اين جمله است اين اسماء بر چند قسم هستند : برخى مربوط به صفات ذات هستند . مثل : عالم ، قادر ، حى ، إله ، قديم ، سميع و بصير . برخى هم مربوط به صفات فعل هستند ، مثل : خالق ، رازق ، مبدع ، محيى و مميت . برخى هم مربوط به تنزيه و نفى صفات نقص هستند . مثل : غنى ، واحد ، قدوس . . . برخى گويند : مقصود از « حسنى » صفاتى است كه انسان را به طرف خود متمايل مىكند مثل عفو و رحمت . نه خشم و انتقام .
فَادْعُوهُ بِها
: خدا را بنامهاى نيكو بخوانيد و بگوييد : يا اللَّه ، يا رحمان ، يا رحيم ، يا خالق السماوات و الارض تمام نامهاى خداوند ، صفاتى هستند كه مفيد معنى مىباشند و بمنزلهء اشاره بحاضر هستند . در حديث است كه : خدا را نود و نه اسم است . صد - منهاى - يك . هر كس آنها را بشمارد ، به بهشت مىرود . خداوند طاق است و طاق را دوست مىدارد . اين حديث در صحيح مسلم است .
وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ
: آنان كه نام‌هاى خدا را از معانى واقعى آن بر مىگردانند و بر روى بتهاى خود مىگذارند و نامها را با كم و زياد كردن تغيير مىدهند و « لات » را از « اللَّه » و « عزى » را از « عزيز » و « منات » را از « منان » مشتق مىدانند ، ترك كن . اين معنى از ابن عباس و مجاهد است . برخى گويند : يعنى كسانى كه خدا را بنامهايى مىخوانند كه در خور مقامش نيست . اين معنى از لحاظ فايده ، عمومىتر است . قول جبائى كه مىگويد : منظور كسانى است كه مسيح را پسر خدا ناميدند ، نيز در اين قول داخل است . از اين آيه
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 121 | الشيخ الطبرسي / ستوده / احمد بهشتى