بيان آيه 18 تا 21
قرائت
مذؤما : در قرائت غير مشهور ، زهرى بتخفيف همزه خوانده است .
سوآت : ابو جعفر و شيبه « سوات » به تشديد و او خواندهاند . علت اين است كه فتحهء همزه را نقل بواو مىكنند و در اين صورت هم به تشديد و او و هم بدون تشديد واو تلفظ مىكنند . لكن تشديد واو ، لغت خوبى نيست .
هذه : ابن محيض . « هذى » خوانده است . البته اصل كلمه همين است و هاء بجاى ياء آمده است .
لغت
ذأم و ذيم : نكوهش كردن شديد . شاعر گويد :
صحبتك إذ عينى عليها غشاوة * فلما انجلت قطعت نفسى اذيمها
يعنى : هنگامى كه بر ديدهام پردهاى بود با تو همراه شدم و همين كه ديدهام باز شد بملامت خويش پرداختم .
دحر : راندن كسى با خوارى و بى احترامى وسوسه : دعوت بكارى با صداى خفيف . شاعر گويد :
وسوس يدعو مخلصا رب الفلق * سرا و قد أون تاوين العقق
يعنى : خدا را با صدايى خفيف مىخواند و شكمش نفخ كرده بود ابداء : اظهار موارات : پنهان كردن چيزى از نظر سواة : چيز زشت و در اينجا منظور عورت است .
مقاسمه : سوگند ياد كردن .