معطفة الاثناء ليس فصيلها * برازئها درا و لا ميت غوى
در اين شعر غوى به معناى هلاك به كار رفته . يعنى : بچهء آن شتر از شير مادر محروم نيست و بر اثر بى شيرى هلاك نميشود . و در قرآن كريم نيز مىفرمايد :
فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا
( مريم 59 : به زودى به هلاكت مىرسند ) .
5 - ممكن است واقعاً عقيدهء شيطان اين بوده است كه خدا او را گمراه كرده است و اصولا گمراه كنندهء مخلوقات ، خداست و اين يكى از عقايد زشت اوست .
برخى گفتهاند : هر گاه آلت كفر و ايمان يكى باشد ، ميان
فَبِما أَغْوَيْتَنِي
و فبما اصلحتنى فرقى نيست ، زيرا از آيه استفاده مىشود كه شيطان آلتى است كه اگر اغوا شود ، اغوا مىكند و اگر اصلاح شود ، اصلاح مىكند و براى او اينها فرقى ندارند .
لكن اين مطلب صحيح نيست ، زيرا اغوا و اصلاح شيطان نتيجهء اختيار خود اوست . چون بدرگاه خدا نافرمانى كرد ، اغوا شد و بنا بر اين درست است كه شيطان آلت كفر است ، ولى آلت كفر بودن با آلت ايمان بودن فرق دارد . اولى را گمراه كننده و دومى را هدايت كننده مىناميم . چنان كه يك شمشير ممكن است آلت قتل يك مؤمن باشد يا آلت قتل يك كافر . بديهى است كه اين دو حالت يكى نيست ( مع الوصف شيطان با شمشير فرق دارد ، زيرا شمشير از خود اختيارى ندارد )
ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ
:
در اينباره اقوالى است : 1 - ابن عباس و قتاده و سدّى و ابن جريج گويند : منظور اين است كه آنها را از ناحيهء دنيا و آخرت و از ناحيهء نيكىها و بديها مورد حمله قرار مىدهم .
دنيا را در نظر ايشان مىآرايم و آنها را از فقر مىترسانم و به آنها مىگويم كه بهشت و جهنمى و قيامت و حسابى نيست ، بدينترتيب آنها را از نيكيها باز مىدارم و بزشتىها سرگرم مىكنم . ابن عباس مىگويد : علت اينكه شيطان مىگويد : از جلو و پشت سر و راست و چپ به آنها حمله مىكنم و نمىگويد : از بالاى سر ، بخاطر اين است كه از بالاى سر رحمت نازل مىشود و او نمىتواند از بالاى سر حمله كند ، چنان كه نمىتواند از پايين