بيان آيهء 10 - 11
قرائت
معايش : در قرائت غير مشهور به همزه خوانده شده است . بنا بر قرائت مشهور اين كلمه اعلال نشده ، نظير « حول » . برخى از محققين گفتهاند : هر گاه ياء زايده باشد ، اعلال مىشود . مثل : صحيفه و صحائف . اما در مثل معايش كه ياء آن اصلى است ، اعلال نميشود . چنان كه كلمهء مقام را به مقاوم جمع بستهاند . شاعر گويد :
و انى لقوام مقام لم يكن * جرير و لا مولى جرير يقومها
يعنى من در جاهايى مىايستم كه جرير و مولاى جرير در آنجا نايستادهاند .
لغت
تمكين : دادن قدرت و رفع مانع . بديهى است كه كار را هنگامى مىتوان انجام داد كه بر انجام آن قادر باشيم و مانعى بر سر راه ما نباشد . تمكين ، دادن چنين امكانى است .
جعل : ايجاد حالتى براى شيء كه بر خلاف حالت سابق باشد . مثل به حركت در آوردن جسم ساكن . پس جعل شيء ، اعم از حدوت شيء است .
معيشت : وسيلهء ادامهء حيات ، مثل خوراك و پوشاك و نوشابه .
خلق : آفرينش تصوير : صورت بخشيدن به چيزى .
سجود اظهار خوارى كردن و حقيقت آن گذاشتن چهره بر زمين است .
اعراب
قليلا : منصوب است به « تشكرون » و « ما » زائده است . ممكن است « ما » مصدريه باشد ، بتقدير « قليلا شكر كم »