فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
: سرانجام حق ظاهر شد و نيرنگهاى آنان باطل گرديد . اين معنى از جبائى است . ظهور حق از اين لحاظ بود كه چون آنها اين معجزات را از موسى در بارهء عصا ديدند ، دانستند كه اين كار آسمانى است و جز خدا كسى بر آن قادر نيست . يكى از معجزات ، اژدها شدن عصا و ديگر بلعيدن مارها و عصاهاى بىشمار آنها و از ميان بردن ريسمانها و ديگر عصا شدن اژدها بود ، بدون اينكه چيزى از آن كم و يا زياد شود . اينها كارهايى نيستند كه براى يك بشر عادى مقدور باشند . از اينرو ساحران به يگانگى خدا و نبوت موسى اعتراف كردند و اسلام آنها شكستى بود براى فرعون و دار و دستهاش .
فَغُلِبُوا هُنالِكَ وَ انْقَلَبُوا صاغِرِينَ
: فرعون و اطرافيانش شكست خوردند و از اين واقعه مبهوت گشتند و خوار و شكست خورده موسى و اتباعش را رها كردند .
وَ أُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدِينَ
: همين كه ساحران يقين كردند كه اين معجزات از جانب خداست ، ايمان آوردند و در برابر خداوند به سجده افتادند و اين سجده به الهام خدا بود . برخى گويند : موسى و هارون به شكرانهء پيروزى حق سجده كردند و ساحران هم به آنها تأسى جستند . با به كار بردن فعل مجهول ، ميخواهد نشان دهد كه ساحران چنان شيفتهء اعجاز آسمانى موسى شدند ، كه اختيار از دستشان خارج شد و بى محابا به سجده افتادند .
قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ رَبِّ مُوسى وَ هارُونَ
: گفتند به آفريدگار آسمانها و زمين و ما بين آنها ، خداى موسى و هارون ايمان آورديم . گر چه موسى و هارون ، جزء « عالمين » هستند ، آنها را جداگانه ذكر مىكنند ، زيرا آنها بودند كه مردم را به پرستش خداى عالمين دعوت ميكردند ، علاوه بر اين نام آنها در سر لوحهء نام نيكان درخشندگى خاصى داشت . برخى گويند : آنها بدنبال سجدهء خود اظهار داشتند كه بخداى جهانيان ايمان آوردهاند ، تا كسى خيال نكند كه آنها منظورشان سجدهء فرعون است . باز هم ممكن بود كسى احتمال دهد كه منظور از رب العالمين هم فرعون است . از اينرو گفتند : منظور ما از رب العالمين ، خداى موسى و هارون است .