موسى : نام يكى از انبياى بزرگ و غير منصرف ، كه عجمى و علم است .
فرعون : اين كلمه نيز غير منصرف است ، زيرا علم و عجمى است .
إِلَّا الْحَقَّ
: مفعول « اقول »
إِنْ كُنْتَ جِئْتَ بِآيَةٍ
: ابو العباس مبرد گويد : حرف شرط در اينجا ماضى را به مضارع نقل نميدهد ، زيرا « كان » ام الافعال و قوى است . اما سراج ميگويد :
نقل ميدهد .
فَأْتِ بِها
: جواب شرط .
فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ
: « اذا » ظرف مفاجاة است .
مقصود
بدنبال داستان انبياى پيشين ، اكنون بنقل داستان موسى پرداخته ، ميفرمايد :
ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسى بِآياتِنا إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ
: پس از پيامبران و امتهايى كه داستان ايشان گذشت ، موسى را با دلايل و براهين روشن خودمان بسوى فرعون و اشراف قومش فرستاديم .
فَظَلَمُوا بِها
: حسن و جبائى گويند : يعنى آيات را منكر شدند و به خود ستم كردند . برخى گويند : يعنى كفر را بجاى ايمان گذاشتند و مطالب را واژگون كردند ، زيرا ظلم اين است كه چيزى را در مورد خود به كار نبرند .
فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ
: ببين سر انجام كار كسانى كه فساد كردند ، چگونه است و چطور هلاك شدند ؟
وَ قالَ مُوسى يا فِرْعَوْنُ إِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ
: موسى گفت : اى فرعون ، من از جانب پروردگار جهانيان بسوى تو و قومت فرستاده شدهام . وهب گويد : نام فرعون وليد بن مصعب بود و اين همان فرعونى است كه حضرت يوسف با او روبروى بود .
از روزى كه يوسف داخل مصر شد ، تا روزى كه موسى برنامهء خود را آغاز كرد ، چهار صد سال طول كشيد .
حَقِيقٌ عَلى أَنْ لا أَقُولَ عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ
: زجاج گويد : يعنى سزاوار است