معنى از ابن عباس و مجاهد و سدّى است .
پرسش چرا در اينجا مىفرمايد :
« فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ »
و در جاى ديگر مىفرمايد :
« فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ »
؟ ( نمل 10 : چون آن را ديد كه مىجنبد و گويى مارى است ، فرار كرد ) ثعبان مار بزرگ و جان مار كوچك است . چرا يك جا مار را كوچك و و يك جا مار را بزرگ توصيف كرده است ؟
پاسخ اين دو مطلب مربوط بيك مورد نيست . آن وقت كه عصا به صورت مار كوچك در آمد ، آغاز نبوت موسى بود و آن وقت كه عصا به صورت اژدهايى مخوف درآمد ، هنگام ملاقات فرعون بود .
برخى گفتهاند : در آنجا مار را تشبيه به « جن » كرده است ، زيرا از لحاظ سرعت و تند روى به جنيان شباهت داشت . و اين از لحاظ اعجاز حيرت انگيز تر است .
داستان عصا
در بارهء نسب موسى ع در سورهء بقره گفتگو كردهايم . در بارهء عصا گفتهاند :
هنگامى كه بمدين مىرفت ، فرشتهاى به او داد . برخى گويند : اين همان عصائى بود كه آدم از بهشت آورده بود و ميان فرزندانش دست بدست مىگشت ، تا به شعيب رسيد . اين عصا و چهل عصاى ديگر ميراث گذشتگان بود و همگى در خانهء شعيب جاى داشت . وقتى كه موسى اجير شعيب شد ، به او دستور داد كه يكى از عصاها را براى خود بردارد . موسى همين عصا را برداشت ، اما شعيب از او پس گرفت و گفت :
عصاى ديگرى بردار . هر بار كه دست مىبرد ، همان عصا به دستش مىافتاد ، اين وضع تا چهار مرتبه تكرار شد و شعيب هم رضايت داد ، هنگامى كه رهسپار مصر شد و آتشى ديد و بسوى درخت آمد ، خطاب رسيد منم خداوند و دستور آمد كه عصا را بيفكند ، عصا را افكند و به صورتى مارى در آمد و موسى فرار كرد ، خطاب رسيد : مار را برگير و نترس ، او مار را گرفت و عصا شد ، هنگامى كه نزد فرعون آمد عصا را چنان كه