بيان آيهء 82 - 83 - 84
لغت
قسيس و قس : پيشوا و رئيس مسيحيان . فراء گويد : اين كلمه به صورت « قساوسه » جمع بسته مىشود و مصدر آن « قسوسه » است . در ادبيات عرب ، هم « قساوسه » و هم « قس » به كار رفته است . شاعر گويد :
لو عرضت لا يبلى قس * اشعث فى هيكله مندس
حن اليها لحنين الطس
يعنى اگر اشعث را هيكلى كه مدفون شده است و به راهب كشيش ، عرضه داشته بود ، همچون آواى طشت ، ناله مىكرد ! اميه گويد :
لو كان منقلب كانت قساوسه * يحييهم اللَّه فى ايديهم الزبر
يعنى اگر بازگشتى بود ، براى كشيشانى بود كه خداوند آنها را زنده مىكند ، در حالى كه در دستشان ، آهن است .
رهبان : جمع « راهب » مثل « راكب ، ركبان » مصدر جعلى آن « رهبانيت » .
ترهّب : عبادت در صومعه . اصل اين كلمه از « رهبت » به معناى ترس است . جرير گويد :
رهبان مدين لو رأوك تنزلوا * و العصم من شعف الجبال الفادر
يعنى : اگر راهبان مدين و آهوانى كه در قلههاى كوهها به سر مىبرند ، ترا مىديدند ، از جايگاه خود بيرون مىآمدند .
تفيض من الدمع : پر شود چشمشان از اشك .
دمع : اشك چشم .
طمع : تعلق خاطر به چيزى كه پسنديده است صالح : كسى كه كار شايسته كند . اگر كار ديگرى را به شايستگى آورد « مصلح » است . خداوند را مصلح گويند نه صالح .