« وَ يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ »
( نور 25 ) و بعد از افعالى كه به معناى شك و ظن و حالات نفسانى غير ثابت ديگر هستند « ان » مىآيد مثل
« وَ الَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي
( شعراء 82 ) بعد از افعالى كه ممكن است به معناى دستهء اول يا به معناى دستهء دوم باشند ، هر گاه به معناى حالت ثابت و يقين باشند ، « انّ » و هر گاه به معناى حالت غير ثابت و گمان باشند « ان » در مىآيد . از اينرو در بحث قرائت گفته شد كه اگر « حسبوا » به معناى « علموا » باشد ، « ان » مخفف از « انّ » است . بديهى است كه حرف « لا » ميان « ان » و فعل فاصله نمىشد ، اين وجه جايز نبود .
فتنة : مرفوع است بنا بر اينكه « تكون » فعل تام به معناى « تقع » باشد .
كثير : دربارهء رفع اين كلمه ، سه وجه محتمل است :
1 - بدل از واو
« عَمُوا وَ صَمُّوا »
.
2 - خبر مبتداى محذوف . يعنى : « ذو العمى و الصّمّ كثير منهم » 3 - اينكه واو را در فعل مثل علامت تانيث ، علامت بدانيم نه فاعل . مثل :
« اكلونى البراغيث » چنان كه شاعر گويد :
يلوموننى فى اشتراء النخيل * اهلى فكلهم يعذل
در اين شعر « اهل » فاعل است براى « يلومون » . يعنى : بستگان من همگى مرا در خريدن نخلها ، سرزنش مىكنند .
مقصود
اكنون خداوند متعال سوگند ياد مىكند كه از بنى اسرائيل پيمان گرفته است .
مىفرمايد :
- لَقَدْ أَخَذْنا مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ
: مقصود اين است كه پيامبران خدا از ايشان ، پيمان گرفتهاند كه به محمد ص ايمان آورند و به او اقرار كنند . و بقولى : يعنى خداوند از ايشان پيمان گرفته است كه در توحيد ، اخلاص داشته باشند و بدستورات خدا عمل كنند و پيامبران خدا و بشارتهاى مربوط به پيامبر آخر الزمان را تصديق كنند . بديهى