بيان آيهء 70 - 71
قرائت
ان لا تكون : ابو عمرو و حمزه و كسايى به رفع و ديگران به نصب خواندهاند .
رفع آن بنا بر اين است كه « ان » مخفف « انّ » و اسم آن ضمير محذوف باشد و « حسبوا » را به معناى « علموا » گرفتهاند . در اين صورت در نگارش بايد « نون » نوشته شود . نصب آن بنا بر اين است كه « ان » ناصبه باشد و در اين صورت « حسبوا » به معناى « علموا » نيست و « نون » در نگارش ساقط مىشود « 1 » .
لغت
هوى : ميل به جانب چيزى كه سزاوار نيست « تهوى » : ميل مىكند . فرق هوى و شهوت اين است كه شهوت به مدركات حسى تعلق مىگيرد مثل شهوت طعام ولى هوى بمدركات غير حسى .
حسبان : گمان . « حسبوا » : گمان كردند .
فتنة : در اينجا كيفر . اصل معناى آن آزمايش است .
اعراب
لقد : لام قسم فريقاً : در هر دو مورد مفعول به است .
ابو على فارسى گويد : افعالى هستند كه بر قطع و يقين دلالت دارند مثل « علم » و افعالى هستند كه بر شك و ظن و حالات غير ثابت ديگر مثل ترس و طمع و . . . دلالت دارند . در اين ميان افعالى هم هستند كه گاهى به معناى افعال اول هستند و گاهى به معناى افعال دوم . مثل « حسب » و « ظن » و « زعم » .
بعد از افعالى كه به معناى علم و يقين هستند « انّ » در مىآيد مثل :
هامش
( 1 ) - اين قاعده در رسم الخط قرآن رعايت مىشود .