اعراب
إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ
: يعنى « ان خافت امرأة خافت » و فعل دوم مفسر فعل محذوف اول است و اضمار فعل پيش از ذكر آن است كه به مناسبت تفسيرى كه از آن مىشود :
شان نزول
ابو جعفر و سعيد بن مسيب گويند : دختر محمد بن سلمه ، زنى مسنى بود همسر رافع بن خديج . وى همسر ديگرى داشت كه جوان بود ، از اين رو زن پير را طلاق داد و موقعى كه نزديك بود عدهاش به پايان رسد ، به او گفت : اگر مايل هستى ، به تو رجوع مىكنم ، به شرطى كه اگر زن جوان را بر تو مقدم دارم ، صبر كنى . او قبول كرد و با يكديگر آشتى كردند . اين همان صلحى است كه خداوند در بارهء آن آيه نازل فرمود .
ابن عباس گويد : سوده دختر زمعه ، همسر پيامبر گرامى اسلام ، ترسيد كه پيامبر او را طلاق گويد . از اينرو گفت : مرا طلاق مده و مثل همسران ديگر از من نگهدارى كن ، لكن روز مرا براى عايشه قرار ده ، پس اين آيه نازل گرديد .
مقصود
قبلا پيرامون حكم نافرمانى زن ، سخن گفته شد . اكنون در پيرامون كجروى و نافرمانى مرد نسبت بهمسر خود گويد :
وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً
: اگر زنى علم يا گمان پيدا كند كه شوهرش بواسطهء زشتى يا بالا بودن سن يا جهتى ديگر ، خود را از او بالاتر مىداند و به زنى ديگر توجه دارد . . .
أَوْ إِعْراضاً
: يا اينكه از او يا پارهاى از منافع و حقوقى كه بايد نسبت به او ادا كند ، اعراض و انصراف دارد . برخى گفتهاند : منظور از اعراض ، ترك زن و ظلم در بارهء او و ميل بسوى زن ديگرى است .
فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً
: بر هيچيك از آن دو ، گناهى نيست كه ميان خود آشتى بر قرار كند ، گو اينكه زن ، روز خود را يا پارهاى از حقوق خود را از