استدلال به آيه بر عدم عفو
برخى گفتهاند : اين آيه ، دليل است بر اينكه : عفو از گناهان ، جايز نيست .
پاسخ كسانى كه معتقدند كه : عموم در لغت ، داراى الفاظ مخصوصى نيست و هر لفظى ممكن است به معناى عموم به كار رود ، مسلم نمىدانند كه اين آيه شامل حال تمام كسانى كه به نحوى از انحاء منكر كارى زشت مىشوند ، باشد . بلكه ممكن است مقصود ، بعضى از آنان باشد ، چنان كه ابن عباس و جز او گفتهاند :
و انگهى آنان اتفاق كردهاند بر اينكه : اين آيه مخصوص است كه توبه كند يا مرتكب معصيت صغيره شده باشد مشمول اين آيهء شريفه نيست .
پس آيهء شريفه به اتفاق همهء مفسران قرآن شامل حال دو دسته از گنهكاران - توبه كار و آنكه گناهش صغيره باشد - نمىشود حال كه چنين است براى ما رواست كه آنهايى كه مورد تفضل الهى قرار گرفته و عفو خداوند شامل حالشان شده است ، نيز از عموم آيه ، جدا و مستثنى بدانيم . اين مطلب - به حمد اللَّه - آشكار است .
وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ
: قيد ايمان ، براى نشان دادن اين حقيقت است كه هيچ طاعت و عمل نيكويى بدون ايمان فايده ندارد .
فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ نَقِيراً
: زنان و مردانى كه با داشتن ايمان ، كارى شايسته انجام دهند ، داخل بهشت مىشوند و كمترين ستمى به آنها نمىرسد .
با اين آيه ، خداوند متعال ، همهء اهل تكليف را - اعم از زن و مرد - وعده داده است كه هر گاه اهل ايمان باشند و خدا را به يكتايى پرستش كنند و پيامبر گرامى را تصديق نمايند ، آنها را داخل بهشت گرداند و در آنجا سكونت دهد و از ثواب و مزدى كه استحقاق دارند به اندازهء ذرهاى از آن نكاهد .
هم چنان كه در آيهء پيش ، بطور عموم مردم بد كار را تهديد بكيفر كرد ، در اين آيه نيز مردم نيكو كار را بطور عموم ، وعدهء پاداش و بهشت داد ، تا مؤمنين ميان بيم و اميد ، قرار گيرند .