بيان آيهء 13
قرائت
حمزه و كسايى « قسية » و ديگران « قاسية » خواندهاند . دليل حمزه و كسايى اين است كه فعيل نيز به معناى فاعل آيد مثل « شهيد و عليم » به معناى « شاهد و عالم » لكن آنانى كه « قاسية » خواندهاند ، گويند : اكثر و معروفتر همين است .
لغت
قسوه : سختى . شاعر گويد :
« و قد قسوت و قسا لداتي »
يعنى : سخت شدم و نرمى جوانى از من رخت بر بست . بنا بر اين « قاسيه » يعنى سخت .
ابو العباس گويد : درهم قلب را قسى نامند به خاطر اينكه صداى آن ناهنجار و نادرست است . ابو زبيد در بارهء بيلهايى كه به سنگ خورند ، گويد :
لها صواهل فى ضم السلام كما * صاح القسيات فى ايدى الصياريف
براى بيلها در ميان سنگهايى سخت صدايى است همچون صداى پولهاى قلب در دست صرافان .
ابو على گويد : قسى به معناى درهم قلب ، در اصل عربى نيست و با « قسى » عرب - كه به معناى سخت است - ارتباطى ندارد . چنان كه كلمات « قابوس ، ابليس ، جالوت و طالوت » نيز عجمى هستند و از چيزى مشتق نشدهاند . دليل عجمى بودن اين كلمات ، عدم انصراف آنهاست .
خائنه : خيانت . مصدرهايى در زبان عرب ، بر اين وزن وجود دارد . مثل : عافيه ، طاغيه ، كاذبه . در قرآن كريم است :
« فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ »
( الحاقه 5 : به سركشى هلاك شدند )
« لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ »
( واقعه 2 : براى واقع شدن رستاخير دروغى نيست ) در عبارت « رجل خائنة » مصدر به جاى صفت به كار رفته و معناى آن مبالغه است . شاعر گويد :