بيان آيهء 4
قرائت
مكلبين : مشهور اين كلمه را به تشديد و ابن مسعود و حسن بدون تشديد قرائت كردهاند .
هر گاه طبق مشهور از باب تفعيل بدانيم يعنى كسانى كه سگانى شكارى دارند يا سگان را براى شكار ، تعليم مىدهند و اگر بنا بر غير مشهور از باب افعال بدانيم يعنى كسانى كه سگها را به شكار مىفرستند يا اينكه سگان شكارى بسيار دارند .
لغت
طيب : حلال و پاكيزه و بقولى چيزى لذتبخش جوارح : جمع جارحه ، پرندگان و درندگان شكارى . كلمهء جارحه به معناى كسب كننده است . اين حيوانات را به اين مناسبت جوارح گويند كه براى صاحبان خود قوتى كسب مىكنند .
اعراب
ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ
: ممكن است « ما » مبتدا و « ذا » خبر آن باشد و « احل » صلهء « ذا » است . چنان كه ممكن است « ما ذا » يك اسم و مبتدا و خبر آن « احل » باشد .
مكلبين : حال تعلمونهن : حال از مكلبين
مِمَّا أَمْسَكْنَ
: بقولى « من » زايده است زيرا حيوان شكارى هر چه شكار كند حلال است : مثل
« وَ يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مِنْ جِبالٍ فِيها مِنْ بَرَدٍ »
( نور 43 : ينزل من السماء جبالا فيها برد ) و بقولى « من » براى تبعيض است ، زيرا همهء شكار را نمىتوان خورد ، مثل خون و سرگين و . . . آن . بنا بر اين يعنى از شكار حيوانات ، چيزهايى كه حلال