بيان آيه 92
لغت
خطا : كار نادرست . صورتهاى ديگر آن : « خطاء و خطا و خطاه » ( به سكون تاء در دو تاى اخير ) مىباشد . خاطئه : گناه .
تحرير : آزاد كردن بردگان .
اعراب
الا خطاً : نحويان محقق به اتفاق مىگويند : اين استثنا منقطع است يعنى :
هيچ مؤمنى نبايد مؤمنى را بكشد ، مگر اينكه خطا كند . مثل اين شعر :
من البيض لم تظعن بعيدا و لم تطأ * على الارض الاريط برد مرجل
يعنى از . . . به جاى دورى نرفت و بر زمين گام ننهاد مگر بر برد نازك و صورت دار .
بديهى است كه : برد نازك و . . . از زمين نيست تا استثناء متصل باشد . در سورهء بقره ذيل آيه :
« إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ . . . »
( آيه 150 ) نيز از نظير اين مطلب گفتگو كردهايم .
برخى گفتهاند : اين استثنا متصل است و مقصود اين است كه : نبايد مؤمنى مؤمنى را عمدا بكشد و اگر عمداً او را كشت ، مؤمن نيست ، زيرا اين عمل او را از ايمان خارج مىسازد . سپس مىگويد : « الا خطأً » يعنى اگر از روى خطا او را بكشد ، از ايمان خارج نمىشود .
فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ
: مبتداست و خبر آن محذوف است ، زيرا كلام بر آن دلالت دارد .
إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا
، در محل نصب است : يعنى : « عليه ذلك الا ان يصدقوا » و « ان يصدقوا » تاويل بمصدر برده مىشود و حال است اصل : « يصدقوا » « يتصدقوا » است كه تاء در صاد ادغام شده است زيرا مخرج آنها به يكديگر نزديك است . برخى