تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
وظيفهء انسان را شناختن خدا دانسته « 1 » ، و نيز با اين نظر مفيد كه عقل براى رسيدن به يقين در معرفت و نتايجى كه از آن متفرّع مىشود نيازمند دستيارى وحى است ، تفاوت دارد « 2 » . علاوه بر اين ، تعريف خوب ( الحسن ) كه در صفحهء سوم به صورت « آنچه هماهنگ با عقل است » ، و تعريف بد ( القبيح ) كه در همان جا به صورت « آنچه ناهماهنگ با عقل است » آمده ، آشكارا جنبهء عقلىگرانه دارد . مفيد ، در نوشته‌هاى مطمئنا منسوب به او ، عقل را آخرين ملاك و معيار اخلاقيّت ندانسته است « 3 » . در صفحهء چهارم نسخه ، خاصيّت دوام و بقا كه اعراض فاقد آنند ، به نام لبث خوانده شده ، در صورتى كه در اوائل المقالات براى همين مفهوم لفظ بقاء آمده است « 4 » . در صفحهء ششم نسخه ، صفات بصير و سميع بودن خدا از زنده بودن او مشتق شده است ، در صورتى كه در اوائل المقالات اين صفات از عالم بودن او اشتقاق پيدا كرده است « 5 » . و بالاخره در آخرين صفحهء نسخه ، نويسنده در اين باره ترديد مىكند كه گناهكار مؤمن را ناجى بداند ، و مىگويد كه اين بستهء به خواست خدا است . در نوشته‌هاى يقينى مفيد اين اعتقاد اظهار شده كه مؤمن مرتكب گناه كبيره سرانجام به فردوس داخل خواهد شد « 6 » .
هامش
( 1 ) - به نقل خوانسارى ، ص 543 ؛ رجوع شود به اوايل فصل دوم كتاب حاضر . ( 2 ) - المفيد ، اوائل ، ص 11 ؛ نقل‌شدهء پس از اين در اوايل فصل دوم كتاب حاضر . ( 3 ) - رجوع شود به اواسط فصل دوم كتاب حاضر . ( 4 ) - المفيد ، اوائل ، ص 78 ؛ نقل‌شدهء پس از اين در اوايل فصل هشتم كتاب حاضر . ( 5 ) - همان كتاب ، ص 20 ؛ نقل‌شدهء پس از اين در اواخر فصل ششم كتاب حاضر . ( 6 ) - همان كتاب ، ص 14 ؛ نقل‌شدهء در اوايل فصل دهم كتاب حاضر .