از دانشمندان امامى به دنيا آمد . ابن بابويه در 352 / 63 - 962 به بغداد رفت . در 354 / 65 - 964 در كوفه بود « 1 » . در 355 / 66 - 965 بار ديگر به بغداد رفت كه ، با وجود جوانى وى ، شيوخ بزرگ و محدّثان درسهاى او را استماع مىكردند « 2 » . يكى از شاگردان وى مفيد بود « 3 » . در 367 / 978 و 368 / 979 به نيشابور و طوس رفت « 4 » . از آنجا عازم بلخ شد و كتاب من لا يحضره الفقيه را در همين شهر نوشت و در 372 / 983 آن را بر شيوخ اين سرزمين خواند . پس از آن ركن الدّولهء ديلمى او را به دربار خود در رى دعوت كرد ، تا در مباحثات و مناظرات شركت كند « 5 » . چون در دربار رى با حملات متكلّمان معتزلى روبهرو شد ، كتاب التوحيد را تصنيف كرد . به گفتهء خود وى ، هدفش از نوشتن اين كتاب آن بوده است كه از اماميّه در برابر تهمتهاى ناروايى كه در اعتقاد به تشبيه و جبرى مذهب بودن به آنان مىزدند دفاع كند « 6 » . ولى سرانجام درس حديث وى
هامش
( 1 ) - ابن بابويه ، المقنعة و الهداية ، چاپ محمد واعظزادهء خراسانى ( تهران : اسلاميه ، 1377 ه ق ) . مقدمه ، ص 24 . اين اطلاع را ويرايندهء كتاب از اسنادهاى كتاب عيون اخبار الرضا نوشتهء ابن بابويه ، فصل ششم ، گرفته است .
( 2 ) - نجاشى ، ص 303 .
( 3 ) - طوسى ، فهرست ، ص 186 ؛ و جاهاى متعدد ديگر در آثار مفيد .
( 4 ) - ابن بابويه ، المقنعة ، مقدمه ، ص 24 . اين اطلاع از امالى وى به دست مىآيد .
( 5 ) - ابن بابويه ، المقنعة ، مقدمه ، ص 25 . گزارش اين مناظرات در شوشترى ، اول ، 63 - 456 ، و در خوانسارى ، ص 34 - 533 آمده است .
( 6 ) - ابن بابويه ، كتاب التوحيد ، چاپ هاشم الحسينى ( تهران : مكتبة الصدوق ، 1387 ه ق ) ، ص 16 . از لحاظ تغييراتى كه كتاب التوحيد دربارهء آموزهء خاص ابن بابويه نشان مىدهد ، به اواخر فصل چهاردهم كتاب حاضر مراجعه كنيد .