تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
خواند ، ولى كافر هم نيست . آنان چنين استدلال مىكرد كه چون اصحاب پيغمبر و تابعان منكر حقوق عضويّت در جامعهء اسلامى ( ارث بردن و زناشويى و تدفين ) براى مرتكب گناه كبيره نبودند ، چنين شخصى مشمول حكمى فقهى ميان مؤمنان و كافران است « 1 » . ايمان ، بنا بر نظر ابو على و ابو هاشم ، عبارت از عمل كردن به واجبات دينى - و نه مستحبّات و نوافل - و اجتناب ورزيدن از كارهاى زشت و بد است . ابو الهذيل و عبد الجبّار انجام دادن نوافل را نيز شرط ايمان مىدانند ، ولى بر اين اعتقاد نيستند كه هر كس آنها را ترك كند نقصى در ايمان دارد يا از اسلام خارج شده است « 2 » . بنابراين اختلاف دربارهء نوافل چندان زياد نيست . آنچه آشكار است اينكه هر چهار نفر معتزلى ياد شده ، اعمال دينى را در تعريف ايمان ذكر كرده‌اند . و در تعريفهاى ايمان كه اشعرى در مقالات خود آنها را برشمرده ، دربارهء طاعت و عبادت تأكيد شده است « 3 » .

مرجئة

پيش از آنكه معتزله وارد صحنه شوند ، مرجئه با خوارج و شيعه به مخالفت برخاسته و گفته بودند كه مسئلهء اينكه حق با چه كسى است - على يا مخالفان او - بهتر است كه به داورى خدا واگذاشته شود . و بدين ترتيب معلوم مىشود كه مذهب مرجئه ريشهء سياسى داشته و پيروان آن مىكوشيدند تا از پيدا شدن تفرّق در صفوف مسلمانان جلوگيرى كنند و به جاى آن وحدت برقرار سازند « 4 » . خوارج مىگفتند كه مرتكبان گناهان زشت و آشكار مسلمان نيستند و بايد با
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، 713 . ( 2 ) - همان كتاب ، 707 . ( 3 ) - مقالات ، ص 70 - 266 . ( 4 ) - دربارهء منشأ و سرگذشت قديم اين نهضت ، رجوع كنيد به مادلونگ ، امام القاسم ، ص 41 - 228 .Madelung , Der Imam al - Qasim .