فصل نهم اسماء و احكام
سخن از آن است كه مرتكبان گناهان كبيره را چگونه بايد در ميان امّت طبقهبندى كرد . عبد الجبّار مىگويد كه دليل آنكه اصل « اسماء و احكام » را به لقب مقامى ميان دو مقام ( « المنزلة بين المنزلتين » ) ناميدهاند آن است كه مرتكب گناه كبيره نامى دارد ميان دو نام و حكمى ميان دو حكم : نه اسم كافر دارد و نه اسم مؤمن ، بلكه فاسق خوانده مىشود ؛ و نيز حكمى كه در حقّ وى شود نه حكم كافر است و نه حكم مؤمن ، بلكه حكم سومى است ، و به سبب همين حكم اين مسأله به عنوان منزلتى ميان دو منزلت شناخته شده ، چه صاحب گناه كبيره نه منزلت كافر دارد كه بدون شك شايستهء دوزخ و خلود در آن باشد ، و نه منزلت مؤمن كه وارد بهشت شود ، بلكه جايگاهى ميان اين دو جايگاه دارد ( 1 ) .
خوارج و معتزله
در نخستين صورتبندى اين مسأله ، دشوارى بيش از آنكه به جهان ديگر مربوط باشد به اين جهان ارتباط پيدا مىكرد . خوارج ميان « ايمان » و « اسلام » تفاوتى قائل نبودند . در نظر ايشان ، مرتكب گناه كبيره منكر ايمان خود شده و بنابراين مسلمان نيست .
پس در ميان امّت هم نبايد با او معامله مسلمان شود .
معتزليان نيز ميان ايمان و اسلام تفاوتى قائل نبودند ، ولى ميان مؤمن و مرتكب گناه كبيره و كافر تفاوت مىگذاشتند . مىگفتند كه مرتكب گناه كبيره را نبايد مؤمن