تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
بحث خود عبد الجبّار در فلسفهء طبيعى پراكندهء در آثارى از او است كه به چاپ رسيده است . در شرح الاصول الخمسة « 1 » و المحيط بالتكليف « 2 » ، در ضمن آوردن دليل براى وجود خدا ، وى از آموزهء محدث بودن اجسام و اعراض سخن گفته است . در المغنى بخش كوچكى راجع به انسان آمده است « 3 » .

جواهر [ فرد ] ( اتمها يا ذرّات )

مفيد مىگويد كه « جواهر [ فرد ] اجزائى هستند كه اجسام از آنها فراهم مىشود و هر يك از آنها قسمت‌پذير نيست . همهء اهل توحيد بر اين نظرند جز گروهى از اهل اعتزال . مخالف آنند ملحدان ، و از ميان معتقدان به يگانگى خدا ، ابراهيم بن سيّار نظّام » « 4 » . كلمهء جوهر در ابتدا ، از لحاظ غير فنى ، به معنى مادّه بوده است « 5 » . بعدها مترادف با « جزء » و اصطلاح كلامى براى معرّفى اتم يا جزء لايتجزّى شد ، كه مفيد آن را به همين صورت در عبارتى كه نقل كرديم تعريف كرده است . در سنّت فلسفى ، جوهر كلمهء متعارفى در مقابل مفهوم ارسطويى مادّه بود . شايد شيخ مفيد در آنجا كه گفته است ملحدان با اين نظر مخالفند ، فلاسفه را در خاطر داشته است . نظّام بر آن بوده كه جزء به صورتى نامحدود تقسيم‌پذير است و بنابراين چيزى به نام ذرّه يا جزء لايتجزّا ( اتم ) وجود ندارد « 6 » . به گفتهء شيخ مفيد : « ذرّات ( الجواهر ) همه متجانسند و تنها در اعراض با يكديگر
هامش
( 1 ) - شرح ، 115 - 92 . ( 2 ) - المحيط ، اول ، 103 - 36 . ( 3 ) - المغنى ، يازدهم ، 67 - 309 . ( 4 ) - اوائل ، ص 73 - 72 . ( 5 ) - پينز ، ص 4 - 3 . نيز رجوع كنيد به فان دن برگ ، « جواهر » ، چاپ دوم دايرة المعارف اسلام ، دوم ، 4 - 493 . ( 6 ) - الاشعرى ، مقالات ، ص 318 .