گفتم : « استودع اللّه ما فى بطنك » و برفتم ، چون باز آمدم مادرش به مرده بود . در شبى با دوستان نشسته بودم از گورى شعلهء آتش در چشم من آمد ، ياران را گفتم : اين چه آتش است كه پيداست ؟
گفتند : اين قبر زن تو است و اين شعلهء نور از آنجا مىتابد . من نيك تنگدل شدم . با خود گفتم :
اين [ زن ] همه شب نماز كردى و اكثر روزها به روزه بودى اين چه حالت است ؟ . كلنگى بر گرفتم و به نزديك گور وى رفتم و [ گور را ] بشكافتم ، آن شعله نور چراغى بود كه در گور او مىسوخت ، و اين فرزند بدين صفت پيش مادر نشسته بود . هاتفى آواز داد كه : اين آن وديعت است كه به ما سپردى و اگر مادر نيز به ما سپرده بودى او را نيز همچنين به تو سپردمانى . عمر - رض - گفت : اين پسر به تو چنان مىماند كه بچهء كلاغ به كلاغ . مستحب است مسافر را كه از هر منزلى كه برخواهد داشت ، دو ركعت نماز بكند و اين دعا بخواند : « اللهمّ زوّدنى التّقوى و اغفر لي ذنوبى و وجهنى الخير اينما توجّهت » انس مالك - رض - گفت : رسول خداى - عليه السّلام - در منزلى كه فروآمدى ، دو ركعت نماز بگزاردى و بدان موضع سپردى ، پس مسافر بايد كه متابعت سنّت را در هر منزل كه فرود آيد ، دو ركعت نماز بگزارد و به دو سپارد ، و چون بر ستور خواهد نشست بگويد :
« سبحان الّذى سخّر لنا هذا و ما كنّا له مقرنين بسم اللّه و اللّه اكبر توكّلت على اللّه و لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلى العظيم ، اللهمّ انت الحامل على الظّهر و انت المستعان على الأمور » و سنّت چنانست كه بامداد از منزل بردارد و روز پنجشنبه مبدأ سفر كند . كعب مالك - رض - مىگويد كه :
رسول - عليه السّلام - روز پنجشنبه مبدأ سفر كردى . و هرگاه كه لشكرى به غزا فرستادى ، در اول روز فرستادى . مستحب است كه چون به عقبه يا بلندى رسند ، يا در منزلى فروخواهدآمد بگويد :
« اللهمّ ربّ السّماوات و ما اظللن و ربّ الأرضين و ما اقللن و ربّ الشّياطين و ما اضللن و ربّ الرّياح و ما ذرين و ربّ البحار و ما جرين ، أسألك خير هذا المنزل و خير اهله و أعوذ بك من شرّ هذا المنزل و شرّ اهله » و بايد كه در سفر با طهارت بود . ابراهيم خواص - رحمة اللّه عليه - در سفر و [ حضر ] چهار چيز با خود داشتى : ركوه ، رسن ، و سوزن و رشته ، و مقراض . و رسول - عليه السّلام - در سفر شش چيز با خود داشتى : آئينه و سرمهدان و سرخاره و مسواك و شانه و مقراض ، هر صوفى نيز متابعت سنّت را ، اين آلات با خود دارد و عصا هم برگرفتن سنّت است . « * » عبد اللّه بن عبّاس - رض - روايت مىكند كه : رسول - عليه السّلام - فرمود كه : تكيه كردن بر عصا از اخلاق انبياء است . و وى را عصائى بود كه تكيه بر آن زدى و ياران را نيز فرمودى : برداشتن عصا و با خود داشتن ركوه . جابر بن عبد اللّه - رض - روايت مىكند كه : رسول - عليه السّلام - وضو مىساخت از ركوه ، ناگاه صحابه فرياد برآوردند از تشنگى و بىآبى . جابر مىگويد كه : رسول - عليه السّلام - دست مبارك در
هامش
( * ) اشاره به حديث : « ان اتّخذ منبرا فقد اتّخذه ابراهيم ، و ان اتّخذ العصاء فقد اتّخذها ابراهيم و موسى » جامع الصغير 1 / 182 .