در اثر مجموعهاى از قيامهاى اجتماعى ، اقتصادى و سياسى منسوب به شيعه « 1 » دستخوش آشفتگى شد . تشيّع احيا شده ، بروز نابسامانىهاى اجتماعى - اقتصادى و تجزيهء سياسى ، به اندازهء تمام گرايشهاى ذاتا فقهزده ، عوامل ظهور حديثگرايى در ميان اهل تسنّن در اين دوره بودند . اما سرانجام ، پيوندهاى ميان دربار ، معتزله و شيعه ، به ويژه درست در ابتداى اين قرن ، به معدود شخصيتهاى كليدى بستگى داشت . اندكى پس از ورود كلينى به بغداد ، طرفداران اصلى گفتمان عقلگرايى شيعهء اماميه - كه تلاش مىكردند براى آيندهء دين در دوران پس از غيبت امام دوازدهم كه در سال 260 ق / 873 - 874 م رخ داد ، پيشوايى معرفى كنند - از دنيا رفتند و شيعيان بغداد در معرض خصومت دربار و به ويژه عامّهء مردم قرار گرفتند ، بهگونهاى كه رواج دايمى آن گفتمان و حتى بقاى خود جامعهء شيعى آشكارا محل شك و ترديد بود .
اتحاد شيعه / معتزله و دربار در دوران خلافت مأمون
يكى از مشخصات دورهء حكومت هارون الرشيد ، پنجمين خليفهء عبّاسى ( حك :
170 ق / 786 م تا 193 ق / 809 م ) ، كه گفته مىشود دورهء ظهور مكاتب اعتزالى بصره و بغداد است ، مباحثات كلامى عقل محور بود . شركتكنندگان [ در اين مباحث ] ، از ميان دستههاى فرقهاى به اين مباحث كشيده مىشدند و اعضايى از گروههاى شيعى از جملهء آنها بودند . تا اوايل قرن دوم ق / هشتم م ، معتزله از كسانى كه درگير كلام بودند ، يعنى متكلمان ، كاملا متمايز شده بودند . اصول به ظاهر پيچيدهاى كه مكتب « اعتزال » با آنها تداعى مىشد - بخصوص توحيد ، كه نظريهء « مخلوق بودن قرآن » ، از آن نشأت گرفت ، عدالت خداوند ، وعده و وعيد و
هامش
( 1 ) .Proto - Shii