اين پژوهش اسناد و مفاد رواياتى را كه در كتابهاى كلامى كافى ، بخصوص اصول و روضه وجود دارند ، مورد توجه قرار داده و تعدادى از روايات ناظر به بعد عملى ( قريب 73 درصد از مجموع ) را ، كه در 5 جلد فروع يافت مىشوند ، انتخاب كرده است و آنها را با 1881 روايت بصائر صفّار و 2606 روايت در آنچه از محاسن برقى به جاى مانده ، مقايسه كرده است تا نشان دهد كه اين 3 مجموعه از حيث راويان روايات و نيز شيوههاى تنظيم [ روايات ] و شايد از همه مهمتر ، از حيث مفاد رواياتى كه هركدام مطرح كردهاند ، باهم متفاوتند .
آنچه از محاسن بر جاى مانده است و آنچه دربارهء اين بر جاى مانده مىدانيم ، حاكى از آن است كه برقى - كه در اوايل ربع چهارم قرن سوم ق / نهم م از دنيا رفته - در نظر داشته است تا اثرى پديد آورد كه رواياتى ، هم دربارهء موضوعات مهم اعتقادى و هم دربارهء عمل فردى و اجتماعى دربر داشته باشد . روايات بر جاى مانده در باب آموزههاى كلامى بر مقام خاص ائمّه [ عليهم السّلام ] و شيعيانشان تأكيد مىكنند و اهميت ائمّه [ عليهم السّلام ] و رواياتشان را به عنوان منبع اصلى مراجعه در مسائل اعتقادى و عملى آشكار مىسازند . بيش از نيمى از 2606 روايت موجود محاسن ، به بيان « احكام » ، جوانب عملى رفتار اجتماعى و بخصوص رفتار فردى ، مىپردازند . باتوجه به اين انتظار ، كه فرزند امام يازدهم [ عليه السّلام ] به زودى خود را
دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 451
مساهمون: آندرو جي . نيومن
ص٤٥١