مثل خود احمد بن محمّد بن عيسى اشعرى ، و همپيمانانشان رواج داشتند . [ در اين زمان ] شهر اين نخبگان و همپيمانانشان [ يعنى قم ] تحت حملات دايم از سوى مركز عبّاسى [ بغداد ] بود ، كه در آن همكيشان وى متون مقدّس و دينى مذهب شيعه را به نفع شكلهاى تفسير و تحليل عقلگرايانه و مشخصا سنّى ، كنار مىگذاشتند .
اقدام كلينى در بغداد ، به درج اين قبيل روايات قمىها - كه در آن ، ائمّه [ عليهم السّلام ] طلب ثروت ، تجمّلات ، زنان ، مقام ، كلام بيهوده ، رياست و حيف و ميل بيت المال را مذمّت كردهاند - با در نظر گرفتن روايات ديگرى كه در ميان همين راويان ، رواج داشته و در آن ، ائمّه [ عليهم السّلام ] در تفسير اعتقاد و عمل ، شيعيان را از تمسّك به هرچيزى بجز الهامات خودشان ، برحذر داشته و اطاعت از سلطان را نكوهش كردهاند ، تنها مىتوانستند به عنوان خطاب مستقيم و زير سؤال بردن مرجعيت سياسى شيعيان دوازده امامى بغداد باشند ؛ [ چرا كه ] ايشان دقيقا درگير همان مشغلهها [ ى مذموم ] شده بودند و باهم پيمانى آشكار با دربار ، به توجيه شرعى سلطهء اهل تسنّن و تضمين نتيجهبخشى اقدامات سياسى - نظامى اين سلطه اقدام مىكردند ، آن هم درست همان زمانى كه همعقيدههايشان در قم ، از عواقب آن آسيب مىديدند . رنج و محنت قم ، يا از كوششهاى مختلف مركز در جهت تضمين كارآمدى مالىاش ناشى مىشد [ و ] يا در اثر موفقيت - اگر خيلى خوشبين باشيم متناوب - چنين اقداماتى . چنين ملامتهايى تنها مىتوانست در ميان خود بنى فرات ثروتمند و بهرهمند از نفوذ سياسى ، و بخصوص در ميان همپيمانان ثروتمند دوازده امامىشان يعنى بنى نوبخت ، طنينافكن شده باشد . پيوند بنى نوبخت با قدرت سياسى حاكم ( اتّباع السلطان ) قبلا در روايتى منقول از على بن ابراهيم از پدرش ابراهيم از امام جعفر [ صادق عليه السّلام ] - كه پيشتر در
دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 385
مساهمون: آندرو جي . نيومن
ص٣٨٥