روايت آن از پدرش است ؛ محمّد بن يحيى اشعرى 4 روايت نقل كرده كه تمام آنها از احمد بن محمّد بن عيسى اشعرى يعنى رهبر شيعيان [ قم ] در نيمهء دوم قرن سوم ق / نهم م است . در يكى از اين روايات ، امام على بن الحسين ، امام چهارم [ عليه السّلام ] ضمن همسان دانستن حبّ رياست با ديگر اميال نكوهيده ، 7 خصلت را نكوهش مىنمايند : « حبّ نساء ، حبّ دنيا ، حبّ رياست ، حبّ راحتى ، حبّ سخن بيهوده - و شايد هم سخن سنجيده - ( كلام ) ، حبّ برترى بر ديگران ( علوّ ) و حبّ ثروت . . . حبّ دنيا منشأ هرگناهى است . » ( ص 316 - 317 ، ح 8 )
در روايت ديگرى ، [ بنابر نقل امام صادق عليه السّلام ] ، حضرت عيسى [ عليه السّلام ] پرستش معبودهاى دروغين ( طاغوت ) را ، هم با حبّ دنيا و هم با اطاعت از گنهكاران برابر دانستهاند . ( ص 318 - 319 ، ح 11 ) در روايت ديگرى ، امام جعفر [ صادق عليه السّلام ] نقل مىكنند كه [ حضرت ] عيسى [ عليه السّلام به حالت تعجب ] مىپرسند :
چگونه مىتوان كسى را كه در مسير آخرت قرار دارد ولى توجهش به دنياست . . . ، از اهل علم و دانش دانست ؟ ! ( ص 319 ، ح 13 )
بعضى از اين روايات ، به ويژه 8 روايت باب « رياستطلبى » ، به عنوان شاهدى بر سرشت ذاتا آن جهانى مذهب شيعه نقل شدهاند . 22 با وجود اين ، به دليل آنكه اين روايات در كتاب « ايمان و كفر » گنجانده شدهاند ، چنين اعمالى آشكارا از مقولهء كفر به شمار آمدهاند . همچنين اسناد اين روايات و ديگر روايات مشابه - اما شايد كمتر شناخته شده - كه در آن ، ائمّه [ عليهم السّلام ] « رياستطلبى » را نكوهش كردهاند ، حاكى از آن است كه اين روايات بيش از آنكه به نحو مؤثرى در جهت تلاش براى تعريف برخى از خصايص ايمان نقل شده باشند و - به معناى دقيق كلمه - منعكسكنندهء مقدارى خودناباورى و ترديد در مورد كارايى يا حتى مشروعيت رهبران قم باشند ، نمونهاى هستند از رواياتى كه در ميان نخبگان اجتماعى ، اقتصادى و سياسى قم ،
دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 384
مساهمون: آندرو جي . نيومن
ص٣٨٤