ببينند و يا خود پيامبر [ صلّى اللّه عليه و إله ] را در حال نماز ، يا با يكى از همسرانش ببينند . ( ج 1 ، ص 452 ، ح 1 ) « 1 »
( 70 ) . قس .
Amir - Moezzi [ op . cit ] , pp . 92 - 3
همهء روايات موجود در اين 4 باب ، به « اسم اعظم » اشاره ندارند .
( 71 ) . قس .
Amir - Moezzi [ op . cit ] , n 473
. در اين روايت موجود در اين باب از بصائر ، كه كلينى آن را نياورده است ، امام جعفر [ صادق عليه السّلام ] از « اسم اعظم » به عنوان ابزار [ حضرت ] عيسى [ عليه السّلام ] براى احياى مردگان و شفاى جذام ، سخن به ميان مىآورند . ( ص 208 - 209 ، ح 3 ) دربارهء ائمّه [ عليهم السّلام ] و جذام ، ر . ك .
مطالب بيشترى كه در ذيل مىآيند .
( 72 ) . بنابراين ، در اين باب ، كه مشتمل بر 9 روايت دربارهء انتصاب امام على [ عليه السّلام به امامت ] است ، 2 روايت « اسم اعظم » را به مجموعهاى از علم مكتوب ، كه فقط در اختيار خداوند است ، تعريف نمودهاند . ( ص 292 - 293 ، ح 2 ، 3 ) در دومين روايت ، امام [ عليه السّلام ] « اسم اعظم » را به عنوان « كتابى كه به وسيلهء آن ( خداوند ) همهء آنچه را متعلّق به انبيا بوده ، ( به ايشان ) تعليم مىدهد » ، توصيف كردهاند . 2 روايت ديگر دربارهء « اسم اعظم » ، در الروضة وجود دارند . در يكى از آنها ، كه على بن ابراهيم آن را نقل كرده ( ج 8 ، ص 113 - 120 ، ح 92 ) ، اين واژه 4 بار در سخنان [ حضرت ] آدم [ عليه السّلام ] آمده است . ( حدود ص 114 - 116 ) در روايت ديگرى ، آشكارا به علم خاصى كه به تعداد زيادى از انبياى پيش از اسلام عطا شده ، اشاره گرديده است . ( ج 8 ، ص 285 ، ح 430 )
( 73 ) . « چنان نيست ( كه آنها دربارهء معاد مىپندارند ) ، بلكه نامهء اعمال نيكان در " علّيّين " ( محفوظ ) است . و تو چه مىدانى " علّيّين " چيست ؟ ! نامهاى است رقم خورده و سرنوشتى است حتمى ، كه مقرّبان ( به خدا ؛ يعنى ملائكه ) شاهد آنند » : [
كَلَّا إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ كِتابٌ مَرْقُومٌ يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ
( مطفّفين : 18 - 21 ) ]
( 74 ) . « چنين نيست ( كه آنها دربارهء قيامت مىپندارند . ) به يقين ، نامهء اعمال بدكاران در " سجّين " ( محفوظ ) است . و تو چه مىدانى " سجّين " چيست ؟ ! نامهاى است رقم خورده و سرنوشتى است حتمى » : [
كَلَّا إِنَّ كِتابَ
هامش
( 1 ) . راجع به اسناد اين حديث در تعليقهء على اكبر غفّارى بر كافى چنين آمده است : « [ اسناد ] اين حديث مجهول [ ناشناخته ] است و گويا در سند آن افتادگى [ برخى از راويان ] يا ارسال وجود دارد ، چه اينكه جعفر بن المثنّى [ راوى آخر ] از اصحاب امام رضا [ عليه السّلام ] است و در زمان امام صادق [ عليه السّلام ] وجود نداشته و گذشته از آن ، نويسنده واژهء « ان يعلو فوقه » را ، كه در روايت آمده و به معناى « بر بالاى آن قرار گرفتن » است ، به خطا ، به « نشستن » ترجمه كرده است . ( ن )