تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
تفسيرهاى بدوى صوفيانه داشته باشند . قس .
Amir - Moezzi [ op . cit ] , pp . 50 - 5
. كه شواهد تاريخى او دربارهء « رؤيت قلبى » ، هم پس از ائمّه [ عليهم السّلام ] كه سخنان آنها در كافى آمده و هم بدون ترديد ، پس از خود كافى بوده است . ( 5 ) . قس .
Amir - Moezzi [ op . cit ] , pp . 44 , 54
. امير معزّى
( p . 54 )
، براى توضيح اين تكذيب و ناكامى [ امام عليه السّلام ] در طرد هشام به خاطر چنين سخنانى ، بيان مىدارد كه در واقع ، هشام دربارهء اسرار مهمى صحبت مىكرد و نكوهش امام [ عليه السّلام ] بيشتر متوجه بيان اصل موضوع بود ، تا اينكه متوجه بيان حقيقت توسط هشام باشد . اما شايد پيچيدگى گفته‌هاى هشام هنوز هم كاملا درك نشده است . ( 6 ) . « و از بهترين آنچه از سوى پروردگارتان بر شما نازل شده است ، پيروى كنيد » : [
وَ اتَّبِعُوا أَحْسَنَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ
( زمر : 57 ) ] ( 7 ) . « هر چيزى جز وجه او فانى مىشود » : [
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
( قصص : 88 ) ] ( 8 ) . براى مثال ، ر . ك .
McDermott [ op . cit ] , pp . 329 f
. نيز ر . ك .
Amir - Moezzi [ op . cit ] , p . 157 n 139
. كه بيان نوبختى را دربارهء اين انتقاد نقل مىكند . ( 9 ) . از 4 روايت در يك باب ، 2 روايت در 3 باب متناظر در بصائر مشتمل بر 30 روايت ، نقل شده بودند . ( ص 177 ، ح 3 ؛ صفّار ، ص 486 ، ح 13 ؛ ص 177 ، ح 4 ؛ صفّار ، ص 487 ، ح 1 ) [ كه در كافى ] به ترتيب از طريق احمد بن محمّد و محمّد بن يحيى و پس از آنها از طريق همان اسناد موجود در بصائر نقل شده‌اند . 6 روايت از 13 روايت موجود ، در باب ديگر در بصائر آمده بود كه تعدادى از آنها تفاوت كمى در اسناد دارند . ( ص 178 ، ح 1 ؛ صفّار ، ص 486 ، ح 11 ؛ ص 178 ، ح 2 ؛ صفّار ، ص 486 ، ح 10 ؛ ص 178 ، ح 4 ؛ صفّار ، ص 485 ، ح 5 ؛ ص 178 ، ح 8 ؛ صفّار ، ص 485 ، ح 4 ؛ ص 179 ، ح 10 ؛ صفّار ، ص 488 ، ح 2 ؛ ص 179 ، ح 13 ؛ صفّار ، ص 498 ، ح 7 ) 2 روايت آخر از 5 روايت موجود در باب ديگر ، كه مشتمل بر روايات منقول از طريق عدهء [ مرتبط با ] برقى است ، در بصائر آمده بودند . ( ص 180 ، ح 4 ؛ صفّار ، ص 478 ، ح 3 ؛ ص 180 ، ح 5 ؛ صفّار ، ص 487 ، ح 2 ) قس .
Amir - Moezzi [ op . cit ] , p . 125 esp . nn 672 - 673 , 674 .
. همچنين روايات ديگرى در اين‌باره كه ائمّه [ عليهم السّلام ] حجّت / حجج خداوند هستند . در سراسر اصول كافى پراكنده‌اند . ( ج 1 ، ص 80 ح 4 ، از على بن ابراهيم ، از طريق هشام بن حكم ) ، ص 179 ، ح 9 ( منقول از حسين بن محمّد ) ، ص 188 ، ح 15 و ص 193 ، ح 5 ( از احمد بن ادريس . ) در فروع كافى ، ر . ك . ج 7 ، ص 277 ، ح 1 . در اينجا ، هيچ‌يك از 3 حديث موجود در باب متناظر در محاسن ( ص 233 ) نقل نشده‌اند .