اشعرى و احمد بن محمّد بن خالد برقى ( مولاى خاندان اشعرى ) ، گردآورندهء كتاب محاسن كه زمانى قربانى خصومت احمد بن محمّد اشعرى بود . خود رجاليان شيعه ، حتى با بررسى تفصيلى اسناد مربوطه ، نتوانستهاند به توافق برسند كه [ مثلا ] حديثى معيّن ، از كداميك از اين دو نفر روايت شده است . 7 اما بههرحال ، « سلامت عقيدتى » « 1 » اشعرى هرگز مورد ترديد نبوده است و استقبال او از بازگشت برقى به قم و مشاركت آشكار او در تدارك كفن و دفن برقى ، به معناى اعراض بسيار آشكار او - و بهطور كلى ، اشعريان - از حكم منفى اوليهاش در مورد وثاقت برقى است .
از ديگر افرادى كه تاكنون از آنان بحث نشده ، محمّد بن حسين بن ابى الخطّاب زيّات ، راوى كوفى ، است كه در سال 262 ق / 876 م ، دو سال پس از غيبت امام دوازدهم [ عليه السّلام ] فوت كرد . گرچه بعدها گفته شد كه او احاديث را از چند منبع مسئلهدار نقل كرده ، اما احاديث او توسط راويان معروف « اشعرى » و ديگر راويان قمى نقل شده و طوسى و نجاشى خود او را ثقه دانستهاند . 8 عبد اللّه بن محمّد بن عيسى اشعرى برادر احمد بن محمّد و به تعبير دقيقتر ، خلف بلافصل اولين نفر از خاندان « اشعرى » بود كه در قم ساكن شد . او مانند برادرش ، يك راوى مشهور بود و وثاقتش نيز توسط تعدادى از اشعرىها و ديگر قمىهايى كه از وى احاديثى نقل كردهاند ، بيشتر تأييد شده است . 9 محمّد بن عبد الجبّار قمى نيز توسط اشعرى و ديگر راويان قمى ثقه دانسته شده است . 10
همانند برقى ، موقعيت صفّار ، به ويژه به عنوان يك مولاى « اشعرى » ، تلويحا نشانگر علاقهء طايفهء « اشعرى » به اينگونه طرحها و موافقت با آنهاست . علاوهبر اين ، شايد مهمتر آنكه تقريبا يك نسل پس از محاسن ، مقارن اوايل قرن سوم ق /
هامش
( 1 ) .orthodoxy .