تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
شدند و نسلهاى فنا شده و اقوام بزرگ و گذشته را چون هندوان و چينيان و كلدانيان - كه همان سريانيانند - و عربان و پارسيان و يونانيان و روميان و ديگران ، و تاريخ دورانهاى گذشته و قرون سلف و پيمبران و قصه‌هايشان را با سرگذشت ملوك و تدبيرهايشان ، و اقامتگاه اقوام را با اختلافى كه در عبادتهايشان دارند و هم اختلافى كه در عقايدشان هست ، با وصف درياهاى جهان و آغاز و انجام آن و درياها كه به هم پيوسته و درياها كه پيوسته نيست و آن درياها كه جزر و مد دارد و درياها كه ندارد ، و مقدار طول و عرض آنها با خليجها كه از هر دريا منشعب مىشود ، و رودهاى بزرگ كه بدان مىريزد و جزيره‌هاى بزرگ كه در آن هست ، و زمينها كه خشكى بوده و دريا شده و دريا بوده و به مرور زمان و گذشت روزگاران خشكى شده ، و آنچه حكيمان ملل دربارهء جوانى و پيرى درياها گفته‌اند ، با علل همهء اين چيزها ، و هم رودخانه‌هاى بزرگ را با سرچشمه و مصبّ آن و طول بستر آن بر روى زمين از آغاز تا انجام ، و هم اخبار شكل و هيئت زمين را با آنچه حكيمان ملل از فيلسوف و غيره دربارهء تقسيمات آن گفته‌اند ، و ربع مسكون زمين و برجستگيها و دشتها و فرورفتگيهاى آن ، و اختلاف كسان دربارهء چگونگى ثبات زمين و تأثير كواكب در مردم آن و اختلاف صورتها و رنگها و اختلاطشان ، و هم وصف هفت اقليم را با طول و عرض و آباد و غيره آباد و مقدار آن ، و هم مجراى افلاك و هيئت و اختلاف حركات آن با ابعاد ستارگان و جرم آن و اينكه پيوسته است يا ناپيوسته و چگونگى سير و انتقال آن در افلاك و اختلاف حركات آن با حركت فلك و اقسام تأثير آن در جهان كون و فساد ، كه قوام كاينات بدان است و اينكه آيا تأثير ستارگان بنا بر تماسّ است يا تباين ، از روى اراده و قصد است يا بىقصد و اراده ، و چگونه است و سبب آن چيست . و اينكه آيا حركات افلاك و نجوم از روى طبع است يا به اختيار ، آيا فلك علّتى طبيعى دارد كه در اشياء معلول كه فلك بر آن محيط است اثر دارد ؟ و هم از جهات و آفاق چون شرق و غرب و شمال و جنوب و بناهاى عجيب كه بر روى زمين پديد آمده و آنچه كسان دربارهء عمر جهان و آغاز و هدف و انجام آن گفته‌اند ، با علّت درازى و كوتهى عمرها ، و آداب رياست و اقسام تدبيرهاى مدنى كه شاهان يا مردم ديگر كنند و چيزها كه شاه را در راه بردن خود و رعيت بايسته است و اقسام تدبيرهاى دينى و شمار اجزاى آن و اينكه چرا شاه را دين بايسته است چنان كه دين را فرمانروا بايد و يكى بىديگرى قوام نگيرد ، و چرا چنين است و سبب آن چيست . و اينكه چگونه آفت به ملك مىرسد و دولتها منقرض مىشود ، و شرايع و ملل نابود مىشود ، و هم آفتها كه از خود ملل و دين مىزايد و آفتهاى برون كه بدان مىرسد . و ترتيب نگهدارى دين و ملك و اينكه هر يك را - وقتى خود به خود عليل شود يا آفتى بدان رسد - چگونه به وسيلهء