تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 717

مساهمون:

ص٧١٧
جنگها كه در ميانه بود شكستشان داد و بدنبال آنها رفت تا وارد موصل شد و از آنجا سوى شهر بلد رفت و حمدانيان با او صلح كردند و مالى بابت صلح پيش او فرستادند و توزون به بغداد باز گشت وى به پشتيبانى تركان و مردان جبل و ديلم و لوازم و سلاح نيرومند بود آنگاه متقى سوى نصيبين رفت و از آنجا به رقه بازگشت و فرود آمد و اين چند روز مانده به رمضان سال سيصد و سى و دوم بود و از آنجا با اخشيد محمد بن طغج فرمانرواى مصر مكاتبه كرد كه او سوى رقه آمد و مالى بسيار براى متقى آورد و غلامان و اثاث به دو هديه داد و يكى از سرداران خود را به خدمت او گماشت و كار او را نيكو شمرد و تأييد كرد و با همه همراهان وى چون وزير ابو الحسن على بن محمد بن مقله و قاضى القضاة احمد بن عبد الله اسحاق خرقى و سلام حاجب معروف به اخى نجح طولونى و سران و غلامان نكويى كرد ، اما اخشيد محمد بن طغج وارد رقه نشد و بجزيره و ديار مضر نيامد ، بلكه متقى بجانب شامى سوى اردوى وى رفت و ميان آنها گفتگوها و قسمها و پيمانها رفت ، در همه مدت اقامت متقى به رقه ابو الحسن على بن عبد الله بن حمدان به حران مقيم بود . ابو عبد الله حسين بن سعيد بن حمدان بهنگام آمدن اخشيد از حلب و ديار حمص سوى قنسرين و بلاد عواصم آمده بود اما جمع او بگسيخت و سپاهش از او جدا شده به ابو الحسن على بن عبد الله پيوست . در اين اثنا نامه‌هاى توزون پيوسته ميرسيد و فرستادگان او پياپى بود و تقاضا داشت متقى به بغداد باز گردد توزون همه قاضيان و فقيهان و شاهدان را كه با وى بودند بشهادت گرفت و پيمانها و قرارهاى مؤكد داد كه مطيع و فرمانبر او باشد و مطابق امر و نهى وى عمل كند و مخالفت او نكند و نامه‌هاى قاضيان و شاهدان را كه از پيمان و قرار او حكايت داشت پيش متقى فرستاد . حمدانيان به متقى ميگفتند باز نگردد و او را از توزون بيم دادند و گفتند كه از كيد توزون در امان نيست ولى متقى با رأى آنها مخالفت كرد و به توزون