وى و حكايت ابن ابى الساج و مونس و قصهء سليمان بن حسن حمانى و عملى كه بسال سيصد و هفدهم در مكه كرد و حوادثى كه در مشرق و مغرب بود اخبارى نكو دارد كه همه را در كتاب اخبار الزمان بتفصيل و در كتاب اوسط به اختصار آوردهايم . در در اين كتاب نيز نكاتى ياد كرديم و اميدواريم خدا بما فرصت و عمر دهد و از پس اين كتاب كتابى ديگر تأليف كنيم و اخبار و آثار گونهگون را بدون ترتيب بر حسب فايده و جالب بودن در ضمن آن بياوريم ، و نام آن را « وصل المجالس بجوامع الاخبار و مخلط الاداب » كنيم كه دنبالهء تأليفات سابق ما باشد .
وفات موسى بن اسحاق انصارى قاضى در خلافت مقتدر بسال دويست و نود و هفتم بود . وفات محمد بن عثمان بن ابى شيبهء كوفى نيز در همين سال در كوفه بود و در ناحيهء شرقى به خاك رفت . اين دو تن از عالمان حديث و بزرگان روايت بودند .
در همين سال خبر به مدينة السلام رسيد كه چهار ركن كعبه را آب گرفته و به اهل طواف نيز رسيده و آب زمزم برآمده ، و چنين چيزى بروزگار گذشته سابقه نداشته است . وفات يوسف بن يعقوب بن اسماعيل بن حماد قاضى در ماه رمضان در همين سال در مدينة السلام در سن نود و پنج سالگى بود . بقولى وفات محمد بن داود بن عيسى ابن خلف اصفهانى فقيه نيز در اين سال بود . پيش از اين گفتيم كه وفات وى بسال دويست و نود و ششم بوده و اينجا اختلافى را كه در اين باب هست ياد كرديم . در شوال همين سال كه سال دويست و نود و هفتم بود ، ابى بن عوف برورى معدل بغداد در سن هشتاد و چند سالگى بمرد و در سمت غربى به خاك رفت . اينان را از آن جهت ياد ميكنيم كه راويان حديث بوده و به اين عنوان شهرت داشتهاند ، و ميبايد اهل علم و حديث وقت وفات ايشان را بدانند . در همين سال ابو العباس احمد بن مسروق محدث در هشتاد و چهار سالگى بمرد و بدروازهء آل حرب در سمت غربى به خاك رفت . در اين كتاب و هم در كتابهاى سابق خود اخبار طالبيانى را كه در ايام بنى اميه و بنى عباس قيام كرده و كشته يا محبوس يا فرارى شدهاند آوردهايم .
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 689
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٦٨٩