و چنان شد كه احمد بن محمد بن عبد الله بن ابراهيم بن اسماعيل بن ابراهيم بن حسن بن حسن على بن ابى طالب در صعيد مصر قيام كرد و احمد بن طولون از پس حوادثى كه در كتابهاى سابق خويش آوردهايم او را بكشت . ظهور طالبيان و مختصر اخبارشان را در اين كتاب از آن جهت ياد ميكنيم كه با خويشتن تعهد كردهايم سرگذشت و مقتل و ديگر اخبارشان را از وقت كشته شدن امير مؤمنان تا وقتى كه تأليف اين كتاب بسر ميرسد ياد كنيم .
وفات يحيى بن حسين حسنى رسى پس از اقامت به شهر صعدهء يمن بسال دويست و هفتاد و هشتم بود و پس از او پسرش حسن بن يحيى قيام كرد . ظهور ابن الرضا محسن بن جعفر بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد در ولايت دمشق بسال سيصدم بود و ميان او با ابو العباس احمد بن كيغلغ جنگ شد و گردن او را زدند و بقولى در اثناى جنگ كشته شد و پسرش را به مدينة السلام بردند و سر پل جديد در سمت غربى بياويختند .
بسال سيصد و يكم نيز اطروش حسن بن على در ولايت طبرستان و ديلم قيام كرد و سياهپوشان را از آنجا برون راند . وى مردى فهيم و عالم بود و از عقايد و مذاهب مطلع بود و سالها ميان مردم ديلم كه كافر و بر دين مجوس و بعضى پيرو رسوم جاهليت بودند و همچنين مردم گيل كه مسلمانان در قبال آنان دربندهايى چون قزوين و غيره داشتند اقامت داشت و آنها را سوى خدا عز و جل خواند كه پذيرفتند و اسلام آوردند ، و در ديلم مسجدها بساخت . بسيارى مطلعان پنداشتهاند كه ديلمان فرزندان باسل بن ضبة بن ادد هستند ، و قوم گيل از طايفهء تميماند . گويند ورود اطروش بطبرستان در اول روز محرم سال سيصد و يكم بود و در همين روز امير بحرين ببصره آمد و امير آنجا طمسك مفلحى را بكشت ، و ما خبر اطروش علوى را با خبر پسرش و خبر ابو محمد حسن بن قاسم حسنى داعى و استيلاى او بر طبرستان و كشته شدنش و قصهها كه قوم گيل و ديلم با او داشتند در كتاب اخبار -
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 690
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٦٩٠