سيصد و دوم بود . آنچه مسلم است از مال وى از طلا و نقره و جواهر و فرش و پارچه و مستغلات پنج ميليون و پانصد هزار دينار مصادره شد . در همين سال بروز دو شنبه دو روز مانده از جمادى الاولى قاسم بن حسن بن اشيب كه كنيهء ابو محمد داشت و از عالمان و محدثان بزرگ بود بمرد و در ناحيهء غربى در خيابان معروف به شارع - الحمالين به خاك رفت . محمد بن يوسف قاضى و ابو جعفر احمد بن اسحاق بهلول قاضى و ديگر فقيهان و عادلان و دبيران و سران دولت در تشييع جنازهء او حاضر بودند . وى پدر ابو عمران موسى بن قاسم بن حسين معروف به ابن اشيب است كه اكنون از فقيهان شافعى است . در همين سال كه سال سيصد و دوم بود . سپاهى از مغرب هجوم آورد و ياران سلطان كه در مصر بودند با آنها جنگهاى بزرگ داشتند و بسيار كس كشته شد و يكى از بزرگان بربر بنام ابن جره از سلطان امان خواست و به مدينة السلام آمد و خلعت گرفت .
بسال سيصد و هفتم يوسف بن ابى الساج را به مدينة السلام آوردند ، وى را بر شترى دو كوهان نشانيدند ، پيراهن ديبايى كه به عمرو بن ليث و وصيف خادم نيز پوشانيده بودند بتن او بود و كلاهى دراز زنگولهدار بسر داشت و سپاه اطراف وى بود و مونس خادم و ديگر سران دولت و اهل شمشير از پى او بودند و ما خبر جنگى را كه در ضمن آن مونس خادم ابن ابى الساج را در اردبيل دستگير كرد و نام اميرانى را كه در آن جنگ بودند چون ابن ابى الهيجاء عبد الله بن حمدان و على بن حسان و ابو الفضل مروى و احمد بن على برادر صعلوك و ديگر اميران و سرداران و اينكه مقتدر ابن ابى الساج را رها كرد و او بديار مصر و ربيعه رفت و از آنجا به آذربايجان و ارمنستان رفت و قصهء غلام او « سبك » [ 1 ] كه بر قلمرو آقاى خود استيلا يافته و از فارقى جدا شده بود با ديگر اخبار ابن ابى الساج و رفتن او به واسط آنگاه به كوفه و جنگى كه با ابو طاهر سليمان بن حسن جنابى داشت و قرمطى او را در حدود انبار وهيت
هامش
[ 1 ] ن ل : مسك