موفق برادر خويش را با مفلح خلعت داد و آنها را بجنگ صاحب الزنج سوى بصره فرستاد .
مفلح ترك روز سه شنبه دوازده روز مانده از جمادى الاول سال دويست و پنجاه و هشتم با صاحب الزنج جنگ كرد و تيرى به گيجگاه مفلح خورد و روز چهارشنبه بمرد و جثهاش را به سامره بردند و آنجا به خاك كردند و ابو احمد از جنگ صاحب الزنج منصرف شد .
بسال دويست و شصتم و دوران خلافت معتمد ابو محمد حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام در بيست و نه سالگى درگذشت . وى پدر مهدى منتظر بود كه امام دوازدهم قطعيهء اماميه است و اكثريت شيعه ايشانند . اينان دربارهء امام منتظر خاندان پيمبر صلى الله عليه و سلم از پس مرگ حسن بن على اختلاف كرده و بيست فرقه شدهاند و ما دلايل هر فرقه را دربارهء عقيدهء مذهبى كه دارد و آنچه دربارهء غيبت ميگويند در كتاب « سر الحيات » و كتاب « المقالات فى اصول الديانات » آوردهايم . » مهتدى قبيحه مادر معتز را با عبد الله بن معتز و اسماعيل بن متوكل و طلحة بن متوكل و عبد الوهاب بن منتصر به مكه فرستاد و چون خلافت به معتمد رسيد كس فرستاد تا آنها را به سامره آوردند .
بسال دويست و شصت و دوم يعقوب بن ليث صفار با سپاهى عظيم سوى عراق آمد و در دير عاقول ، به ساحل دجله ما بين واسط و بغداد فرود آمد .
و ما آغاز كار يعقوب بن ليث را كه در سيستان بدوران طفوليت رويگر بود و با داوطلبان سيستان به جنگ شراة رفت و با درهم بن نصر مربوط شد با خبر شادرق شهر شراة كه در مجاورت سيستان و معروف به ارق بود و پيشرفت كار يعقوب تا آنجا كه در ديار زابلستان قلمرو فيروز بن كبك پادشاه زابلستان را گرفت و حكايت او با فرستادهء شاه هند بر پل بست و رفتن او به هرات و بلخ و تدبير كردن او براى ورود به نيشابور و گرفتن محمد بن طاهر بن عبد الله بن طاهر بن حسين و رفتن وى
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 599
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٥٩٩