تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩

ذكر شمه‌اى از اخبار و سرگذشت الواثق بالله و مختصرى از حوادث ايام او

واثق پر خور و نكو كار و با اهل خانهء خويش مهربان و مراقب كار رعيت بود مانند پدر و عموى خود مذهب معتزله داشت . احمد بن ابى دؤاد و محمد بن عبد الملك زيادت در او نفوذ داشتند و جز براى ايشان كارى انجام نميداد و به كار ايشان اعتراض نميكرد و همهء كار مملكت بدست ايشان سپرده بود . ابو تمام حبيب بن اوس طائى جاسمى كه منسوب به جاسم ( جاسم دهكده‌اى از توابع دمشق ما بين اردن و دمشق در محل معروف به جولان در چند ميلى جابيه نوى است و از مراتع ايوب عليه السلام بوده است ) گويد : « در اول روزگار واثق به سر من رأى رفتم ، وقتى بدانجا نزديك شدم اعرابيى به من برخورد ، خواستم خبر اردو را از او بدانم ، گفتم : « اى اعرابى از كدام قبيله‌اى ؟ » گفت : « از بنى عامر . » گفتم : « از اردوى امير مؤمنان چه خبر دارى ؟ » گفت : « به خدا اعتماد كرد و خدا او را بس است ، گنهكاران را به زحمت انداخت و دشمنان را بگرفت و با رعيت عدالت كرد و از خيانتكار دور ماند . » گفتم : « در بارهء احمد بن ابى داود چه ميگوئى ؟ » گفت : « كوهى بلند است كه