است . به اقتضاى تدبير عطاى بزرگ و گزاف ميداد و از بخشش كوچك ناچيز اگر بىجهت مينمود دريغ داشت . چنان بود كه زياد گفته بود : « اگر هزار شتر داشته باشم و يك شتر گر داشته باشم مانند كسى كه جز آن يك شتر نداشته باشد برعايت آن ميكوشم . » ابو جعفر شش صد ميليون درهم و چهارده ميليون دينار بجا - گذاشت ، با وجود اين سخت ممسك بود و بچيزهائى ميپرداخت كه عامه بدان نميپردازند ، با مطبخ دار خود توافق كرده بود كه كله پاچهها از او باشد و هيزم و ادويهء مطبخ را بدهد . از جمله بخششهاى وى اين بود كه بيك روز بعموهاى خود كه ده نفر بودند ده هزار درم صله داد . نام آنها چنين بود : عبد الله بن على ، عبد الصمد بن على ، اسماعيل ابن على ، عيسى بن على ، داود بن على ، صالح بن على ، سليمان بن على ، اسحاق بن على ، محمد بن على و يحيى بن على . در ساختمان شهر بغداد كه منصور بنا كرد و بنام او معروف شد هر روز پنجاه هزار مرد به كار بود .
فرزندان او مهدى و جعفر بود كه جعفر بروزگار زندگى منصور درگذشت .
مادرشان ام موسى حميريه بود و سليمان و عيسى و يعقوب و جعفر اصغر كه از يك كنيز كرد بودند ، و صالح كه مسكين لقب داشت و دخترى بنام عاليه .
مسعودى گويد : منصور با ربيع و عبد الله بن عباس و جعفر بن محمد و عمرو ابن عبيد و ديگران اخبار نكو داشت كه با خطبهها و موعظهها و سرگذشتها و تدبيرها كه غالب آن را در كتاب اخبار الزمان و اوسط آوردهايم و در اين كتاب نكاتى ميآوريم كه نمونهء كتابهاى سابق ما باشد . و الله سبحانه و تعالى اعلم . 308
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 312
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٣١٢