وقتى وليد در رصافه مسابقه ترتيب داد كه هزار اسب در آن بود ، وليد ايستاده بود و منتظر زائد بود ، سعيد بن عمرو بن سعيد بن عاص نيز با وى بود و اسبى بنام مصباح در مسابقه داشت ، وقتى اسبان نمودار شد وليد گفت : « بخداى كعبه كه اسب من از اسبان مردان فرومايه پيشى گرفت همانطور كه ما نيز از آنها پيشى گرفتيم و مكرمت يافتيم » آنگاه اسب پسر وليد كه وضاح نام داشت پيشاپيش اسبان بيامد و چون نزديك رسيد سوار آن بسر در افتاد ، مصباح اسب سعيد بدنبال آن آمد كه سوارش بر آن بود و به نظر سعيد سابق ميشد ، شعرى بدين مضمون گفت كه وليد نيز شنيد : « ما امروز از اسبان فرومايگان پيشى گرفتيم و خدا مكرمت را بما داد بدينسان در روزگاران قديم اهل بزرگى و رتبههاى عالى بودهايم » وليد از سخن او بخنديد و از بيم آنكه اسب سعيد سابق شود اسب خود را بر جهانيد و رديف وضاح شد و خود را بر آن افكند و راند و اسب سابق شد . وليد نخستين كس بود كه اين كار را در مسابقه باب كرد پس از آن بروزگار منصور ، مهدى از او تقليد كرد و هم در ايام مهدى ، هادى به اين رسم عمل كرد .
وقتى براى روز دوم مسابقه اسبان را بر وليد عرضه كردند و به اسب سعيد رسيد ، گفت : « اى ابو عتبه ما با تو كه گفتى امروز از اسبان فرومايگان پيشى گرفتيم مسابقه نميدهيم » سعيد گفت : « اى امير مؤمنان من چنين نگفتم . گفتم ما امروز از اسبان فرومايه پيشى گرفتيم » وليد بخنديد و او را در بغل گرفت و گفت : « برادرى چون تو از قريش كم مباد . » .
وليد بن يزيد در كار جمع آورى اسب و اسب دوانى اخبار نكو داشت . در يك مسابقه هزار اسب از او بود ، اسب معروف زائد و اسب سندى كه در مسابقههاى آن روزگار شهرت يافته بودند از او بود . اين نكته را جمعى از اخباريان و مورخان چون ابن عقير و اصمعى و ابى عبيده و جعفر بن سليمان ياد كردهاند و ما بدايع اخبار او را در بارهء اسب و اسب دوانى با خبر اسب زائد و سندى و اشقر كه از مروان بود با ديگر اخبار
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 221
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٢٢١