مقدمهء چاپ دوم
گويا كتاب نيز ، همانند انسان ، دستخوش حادثات دهر است و اسير سرنوشت ، چنان كه اين كتاب و ديگر جلدهاى آن ، در ترجمهء پارسى ، بيشتر دوران عمر ، محكوم به كمياب بودن بود .
سى و چند سال پيش كه جلد اول ، كمى پس از انتشار متن عربى ، جامهء پارسى پوشيد ، در طى چند ماه ، نسخهء آن كمياب شد و اين ، بقياس آنروزگار كه مىبايد كتاب ، دستكم سالى چند ، زيب قفسهء كتابفروشيها باشد توفيقى چشمگير بود .
اما تجديد چاپ آن معوق ماند تا سالها بعد كه از نو همراه جلد دوم و سوم ببازار آمد ، اين بار نيز نسخههاى آن زودتر از آنچه انتظار مىرفت جذب بازار شد اما چاپ تازه كه جاى آن خالى بود سر نگرفت و سالها همچنان كمياب بود چندان كه براى چاپ نو ، نسخه آن آسان بدست نيامد .
ترجمهء اردو و انگليسى خوش اقبالتر بوده كه در مدتى كمتر از دهسال مكرر چاپ شده . متن عربى نيز توفيقى داشته كه در مدتى كوتاه شمار چاپهاى آن از شش و هفت گذشته . جلد اول تا سوم نيز در اندونزى ترجمه شده اما از شمار چاپهاى آن خبرى بدست نيست و شايد بقياس متن عربى و ترجمهء اردو و انگليسى توان گفت كه در آنجا نيز از موفقيت نسبى بهرهور بوده است .
گويا توفيق كتاب از آنجاست كه مؤلف در كار خويش شيوهء ديگر گرفته و بخلاف مورخان كهنه و نو كه غالبشان در يك خط رفتهاند و به تقليد همديگر تاريخ را در يك « بعد » مشخص ديدهاند ، تاريخ پرمايه و عبرتانگيز