تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
نهضت جهانگير اسلام را از زاويه‌هاى گونه‌گون ديده و اين حماسه بزرگ انسانى را از ديدهء سياست و جنگ اقتصاد و فرهنگ و هنر و عادات و رسوم و سازمان ادارى نيز نگريسته و كتابى در خور اهل دقت و نظر ، پديد آورده است . جلد دوم كه اينك بدست شماست از بنياد حكومت عباسى و دوران اول آن سخن دارد كه در واقع يك كارنامهء پارسى است ، زيرا حكومت خاندان عباس ، عنوان عربى داشت اما نمودارى از قدرت و همت پارسيان بود كه به اميد بنياد حكومت « الرضا من آل محمد » مردانه كوشيدند و بنياد دولت جبار اموى را برانداختند . البته رؤياى حكومت عدالت نقش بر آب شد ، اما نفوذ پارسيان بر - حكومت بغداد استوار بود . قتل نامردانهء ابو مسلم و نابود كردن خاندان برمكيان در اين وضع تغييرى نداد و تا اواخر دوران مأمون چنين بود كه دربار عباسى نمودار حكومت پارسى بود و مأمون كه بكمك مردم خراسان امين برادر خويش ، نمودار سلطه عربان را ، برانداخته بود و مرو را مركز خلافت كرده بود برعايت و هم به اشارت ياران پارسى امام هشتم را با عنوان « الرضا من آل محمد » بوليعهدى برگزيد و چون بغداد بشوريد و خليفهء ديگر گرفت ، نامردانه امام را از ميان برداشت و چون نميشد اين نمودار توفيق پارسيان را چون ابو مسلم و جعفر برمكى بدست دژخيم سپرد براى توطئهء فاجعه‌ساز از انگور زهرآلود كمك گرفت . جانشينان مأمون براى رهايى از نفوذ پارسيان راه نفوذ تركان را هموار كردند كه سر كنگبين صفرا فزا بود و يكصد و سى و چند سال پس از مرگ مأمون بار ديگر بغداد عباسى قلمرو نفوذ پارسى شد و ديلميان يا بويهيان مدتى دراز يكه‌تاز عرصهء قدرت شدند و خليفهء بغداد بازيچهء دستشان بود كه اگر ميخواستند مينهادند يا بر ميداشتند و ميكشتند يا ميل ميكشيدند . حضور و نفوذ پارسيان ، درى عرصهء سياست اسلام از دوران عباسى قديمتر است و نمودارهاى آن بدوران اول ميرسد . روايتى از حضور زنى كهنسال پارسى محتملا اصفهانى در مكهء مقارن ظهور اسلام سخن دارد ، كه خانهء او محل رفت و آمد مكيان بود ، شايد چيزى همانند باشگاه كه به واردان ، آب آميخته به شيرهء مويز ميداد . يكى از ملوك عجم كه به حكايت گلستان ، طبيبى به حضور مصطفى ( ص ) فرستاده بود ، باحتمال بسيار قوى يكى از پارسيان مقيم يمن ، مستعمرهء پارسى آنروزگار ، بوده كه در زبان عربان عنوان ملك داشته‌اند .
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 10 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده