بنام خداوند جانآفرين
مقدمهء مترجم بر چاپ اول
بنام خدا از پس فراغ از تجديد چاپ جلد اول اين كتاب كه بساليان دراز ناياب بود ترجمهء چاپ جلد دوم را آغاز ميكنم . اجزاى باقيماندهء كتاب شامل تاريخ خلافت عباسى است كه مورخان ، دوران تسلط پارسيانش ناميدهاند كه در حقيقت با سقوط دولت اموى تسلط عرب منقرض شد و عباسيان از محبوبيت و حق علويان استفاده كردند و قدرت را بدست گرفتند و قدرت ايشان بنفوذ پارسيان و در بعضى دورانها بنفوذ تركان مقيد بود و اين كار بدست داهيه بزرگ تاريخ ابو مسلم خراسانى انجام شد و پارسيان در انتقال قدرت از خاندان جابر اموى به جباران عباسى سهمى بزرگ و مؤثر داشتند . گرچه خلافت بغداد جز در دوران اول كه اين مجلد خاص حوادث آنست غالبا صورتى بيش نبود و قدرت واقعى بدست وزيران و سرداران پارسى و تركنژاد بود ، اما مورخان ، خلافت عباسى را تا سقوط بغداد بدست تركان مغول مستمر ميدانند از اينرو كه همه نو قدرتان كه در اين پنج قرن در قلمرو خلافت بغداد ، در آسياى صغير و غربى و مركزى كر و فرى داشتند و بعضى از آنها قدرت بباقيماندگان خود گذاشتند و تاريخ بغلط يا تساهل عنوان سلسله شاهان بديشان ميدهد به ظاهر خراجگزار بغداد بودند و از خليفه اطاعت ميكردند . فى المثل سلطان غزنوى حكمران ايران شرقى و فاتح هند براى الفى كه ولى امير المؤمنين يعنى خليفه بغداد را والى كند باجى گزاف ميداد و بآستان خلافت خضوع ميبرد . بهر حال واقع همانست و اين ملاحظات حقيقت كار را منقلب نميكند . آنچه مسلم است تاريخ قسمتى از دوران عباسى بحقيقت تاريخ معنوى و فرهنگى و سياسى ايران است كه در طى آن از خاندانهاى مختلف كه هر يك براى تسلط قدرت خويش و تضعيف قدرت بغداد كوشيدهاند بتفصيل سخن ميرود و هم از كوشش مردم باهوش و پر كار و صبور و موقعشناس ايران كه