سواد گفتند .
مساحت سواد چنان كه خطيب بغدادى گويد سى و شش مليون جريب ده هزار ذرعى بود .
منصور در كار آبيارى سواد دقتى داشت و همه اراضى ساحل غربى دجله و كناره خليج فارس را آباد كرد بدوران او همه زمينها ميان صحراى عرب و جبال كردستان كشتزارهاى پر خير و بركت بود . به آبيارى بغداد نيز توجه خاص داشت و كانالى از دجله و كانال ديگر از فرات ببغداد رسانيد كه آب به همه خيابانها و كوچهها و خانهها ميرسيد و زمستان و تابستان قطع نميشد و مردم بكشت درختان راغب شدند و نخل بسيار نشانيدند كه از آن پيش نخل خاص بصره و كوفه بود .
بدوران عباسيان بكمك مدارسى كه براى درس و بحث از مسائل زراعتى پديد آمد اين رشته رونق كافى گرفت ، مردم در مسائل نظرى زراعت و اقسام گياهان و صلاحيت خاك گفتگو ميكردند و براى گياهان مختلف كوتهاى گونهگون به كار ميگرفتند .
روش عباسيان در گرفتن ماليات معتدل بود و كوشش داشتند براى ماليات اراضى قواعد ثابت پديد آرند و بهنگام خشكسالى از تخفيف ماليات دريغ نداشتند . منصور ماليات نقدى را كه از زراعت گندم ميگرفتند لغو كرد و بجاى آن سهمى از محصول گرفت اما از درختان خرما و ميوهها ماليات نقدى ميگرفتند و چون اين روش بمأمورين وصول فرصت ستم ميداد مهدى بر درختان نيز سهمى از محصول مقرر داشت . اگر زمين آباد بود و زراعت آن زحمت بسيار نداشت دولت يك نيمه حاصل را ميبرد و گرنه بتفاوت وضع زمين از يك سوم تا يك پنجم ميگرفت حاصل تاكستانها و باغستانها و نخيلات را تقويم ميكردند و معادل يك نيمه يا يك سوم ماليات ميگرفتند و اين را " مقاسمه " ميگفتند . روش قديم از مساحت زمين ماليات ميگرفت و زمين ويران نيز كه زراعت نداشت ماليات داشت .
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 263
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص٢٦٣