مقدمه
بدوران اول ، خزائن عباسيان آباد بود و آن مال بىحساب كه ببغداد ميرسيد بيدريغ خرج ميشد مخارج شخصى مأمون روزانه ششهزار دينار يعنى بسال دو مليون و يكصد و نود هزار دينار ميشد . اما اين وضع نماند و در قرن چهارم درآمد دولت عباسى چيزى معادل يك بيستم ايام هارون بود كه جنگها و فتنهها نيروى دولت و قوت كشور را برده بود .
رونق مالى دولت مايهء رفاه عموم بود و نرخها ارزانى گرفت . خطيب بغدادى از گفتهء داود بن معير آورده كه به زمان منصور گوسفند بدرمى بود و بره به چهار دانگ درم .
دانگ يك ششم درم است . خرما شصت رطل بيك درم و روغن زيتون شانزده رطل بيكدرم و روغن هشت رطل بيكدرم بود . گوشت گاو را نود رطل بدرمى جار ميزدند گوشت گوسفند شصت رطل به درمى بود و عسل را ده رطل بيكدرم ميشد خريد .
زراعت
خليفگان عباسى به كار زراعت توجه بسيار داشتند و بحفر ترعهها و بناى پلها ميپرداختند . زمينهاى ميان دجله و فرات حاصلخيز ترين زمينهاى آنروزگار بود كه دولت در كار ادارهء آن مستقيما نظر ميكرد و براى بهبود زراعت آن ميكوشيد . در اين زمينها شبكهاى از ترعهها پديد آمده بود كه آب دجله و فرات را به همه جا ميرسانيد و استعداد كشاورزى آن را فزون مى كرد و همه جا باغ و مزرعه شد چنان كه اين سرزمين را از فراوانى درخت و زراعت و سبزه