بياميختند كه معتصم نام ايشانرا از دفتر عطا محو كرده بود و ناچار در روستاها پراكنده شدند و بزراعت پرداختند و ولايتداران عرب جاى خويش را بتركان دادند و از آنروزگار مصر بجز عنبسة بن اسحاق ( 238 - 242 ) ولايتدار عرب نداشت .
بليه خلق قرآن كه بدوران مأمون و معتصم بود در روابط مصر با خلافت بغداد موثر بود مامون كه در رواج مقالت خلق قرآن اصرار داشت مخالفان اين عقيده را آزار نكرد اما معتصم در اين زمينه خشونت پيش گرفت و هر كه بخلق قرآن معترف نشد آزار ديد . وى بولايتدار مصر كيدر بن نصر فرمان داد تا مردم را بخلق قرآن معترف كند و هارون بن عبد الله زهرى قاضى مصر را نيز بمقام امتحان آرد و اگر بدين سخن اعتراف نكرد وى را از كار بردارد و هيچكس را اجازه حديث گفتن و فتوى دادن و شاهد شدن ندهد تا اقرار كند كه قرآن مخلوق خداست . اما در مصر كار چون عراق سخت نبود و قاضى ولايت و بيشتر فقيهان بخلق قرآن معترف شدند و هر كه با راى خليفه موافق نبود از مصر گريخت .
وقتى واثق بخلافت رسيد كس به نزد قاضى مصر محمد بن ابى الليث فرستاد تا مردم را در قصه خلق قرآن امتحان كند كه در تحميل اين فكر بمردم خشونت كرد و بسيارى مخالفان را بزندان كرد و فرمان داد تا بر مساجد بنويسند : " لا إله الا الله پروردگار قرآن مخلوق " و همه فقيهان را كه پيروان مالك و شافعى بودند از نشستن در مسجد منع كرد و گفت نزديك مسجد نشوند در اين روزگار گروههاى مختلف اسلام در مصر پيروان نداشت و چون خلافت بمتوكل رسيد گفتار خلق قرآن را كه مايه تفرقه مسلمانان شده بود مسكوت گذاشت .
ولايت مغرب
شهر قيروان در افريقيه بسال 51 بدست عقبة بن نافع بنيان گرفت تا مردم عرب در آن سرزمين براى سپاه خود مركزى استوار داشته باشند . عقبه در مسلمان كردن بربران بكندى پيش ميرفت .