تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
قيسيان مصر كه بحوف اقامت داشت نوشت و ولايت مصر را به دو داد و از او كمك خواست و قيسيان سوى فسطاط شدند و به خلع مأمون و دعوت امين پرداختند و ميان دو گروه زد و خوردها شد كه فيروزى با مأمونيان بود و چون در محرم 198 خبر قتل امين و توفيق مأمون بمصر رسيد امينيان پراكنده شدند . بدوران مأمون در مصر حوادث ديگر بود ، فرماندهان سپاه بكشمكش برخاستند كه ميخواستند قدرت را خاص خويش كنند و از دولت عباسى ببرند و كارها چنان آشفته شد كه در چند هفته پنج كس شحنه ولايت شدند و بتدريج قدرت خليفه در آنجا سستى گرفت و ديار مصر لقمه چرب قدرت‌طلبان شد . ساوپرس يسوعى كه با اعتماد بمنابع جديد از تاريخ مصر نكته‌ها كشف كرده گويد : شورشيان بر مصر تسلط يافتند كه كار بغداد آشفته بود و خراج براى خويش ميگرفتند از جمله شورشيان عبد العزيز جروى بود كه بر شرق دلتا از شطنوف تا فرما تسلط يافت و سرى بن حكم كه بر ناحيه جنوبى مصر تا اسوان چيره شد . مغرب دلتا كه اسكندريه و مريوط و بحيره در آن بود به تصرف قبيله لخم و جذام درآمد . مأمون عبد الله بن طاهر را كه در شام بود بمصر فرستاد تا اين فتنه‌ها را كه يازده سال تمام ريشه كرده بود و نزديك بود آن ولايت را از خلافت بغداد جدا كند آرام كند كه آشفتگى بنهايت رسيده بود و خراج ببغداد نميرسيد و فرمان خليفه مسموع نبود و ولايتدار وى قدرت نداشت و بر هر ولايت يكى مسلط بود . طاهر فسطاط را بگرفت و امنيت آورد و باصلاح ولايت پرداخت و بر مسجد عمرو بيفزود ولى دوران ولايتدارى او نپائيد و بعراق بازگشت و فتنه‌ها از نو پا گرفت . قبطيان آشوب كردند و گروهى از عرب مصر كه دوستداران امين بودند قيام كردند مأمون افشين را فرستاد و از پى او بخويشتن روانه مصر شد و آرامش را برقرار كرد . بدوران معتصم كه نفوذ عرب نصيب تركان شد مردم عرب كه مقيم مصر بودند با بوميان