تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
خلافت خواند كه شمه‌اى از آن را بگفتيم . گويند ابو العباس وزارت خويشرا به اكراه به ابو سلمه داد . وى بنزد خراسانيان كه مايه قوت دولت عباسى بودند و رعايتشان واجب مينمود مقامى داشت از اينرو وزارت سفاح يافت و وزير آل محمد لقب گرفت اما سفاح كينه وى را بدل داشت و فرصت مناسب ميجست تا خونش را بريزد و اين كار را بدست ابو مسلم انجام داد . بدوران منصور ايرانيان در كشاكش سياسى علويان و عباسيان نفوذ واضح نداشتند كه منصور مردى مقتدر بود و مهمات دولت را به كف خويش داشت و به اندك بدگمانى خون كسان را ميريخت و چون مهدى بخلافت رسيد و وزير خويش معاوية بن يسار را خانه - نشين كرد و پسر ويرا كه متهم بزندقه بود بكشت و يعقوب بن داود را وزارت داد . وى از مردم خراسان بود و پدران و عمويان وى در اواخر دوران اموى دبيرى نصر بن سيار والى خراسان داشتند و در علم و ادب و اشعار و سير مقامى بزرگ يافته بودند و چون حكومت بعباسيان رسيد مدتى از كارها دور ماندند كه رابطه ديرينشان با عاملان اموى مايه بدگمانى بود . گويند يعقوب بن داود مذهب زيديان داشت و بفرزندان عبد الله ابن حسن علوى متمايل بود ، كسانش بدعوت محمد نفس زكيه پيوسته بودند و در عراق ابراهيم برادر ويرا تأييد ميكردند و چون ابراهيم كشته شد نهان شدند تا منصور آنها را گرفت و بزندان كرد و چون خلافت بمهدى رسيد از حبس رها شدند و پس از چندى وزارت بيعقوب داد و امور ملك را به دو سپرد و خود بلهو و غنا سرگرم شد تا آنجا كه بعضى كسان بتلميح ميگفتند : خليفه يعقوب بن داود است . مؤلف الفخرى گويد : مهدى از يعقوب وزير خويش خواسته بود تا يكى از علويان را كه از مقام وى بيمناك بود از ميان بردارد و او را قسم داد كه در اين كار كوتاهى روا ندارد ولى يعقوب بر علوى رقت آورد و وى را آزاد كرد كنيزى در خانه يعقوب بود كه خليفه به دو داده بود و قضيه را بخليفه خبر داد و او كسان فرستاد تا علوى را بيافتند