عبد الملك و نزاع مختار و ابن زبير
عبد الملك در شام مراقب حوادث بود و مصعب بن زبير را در جنگ شيعيان و خوارج واگذاشت ، مسلما ميخواست نيروى ابن زبير ضعيف شود ، همين كه مصعب از جنگ مختار فراغت يافت عبد الملك بسوى او حركت كرد پيش از اين گفتيم كه امپراطور روم به قصد حمله بشام در مصيصه فرود آمده بود . عبد الملك براى آنكه از طرف روم آسودهخاطر شود با امپراطور روم صلح كرد و اموال و هدايائى براى او فرستاد و تعهد كرد كه هر سال پنجاه هزار دينار براى وى بفرستد ، اما پس از آنكه مشكلات خود را از پيش برداشت و دشمنان را سركوب كرد از انجام اين تعهد سر باز زد .
خروج عمرو ابن سعيد بن عاص
وقتى عبد الملك از طرف روميان اطمينان يافت كه در اثناى جنگ با ابن زبير بسوى شام نخواهند تاخت از شام بسوى عراق حركت كرد ، عمرو بن سعيد بن عاص فرصت را غنيمت شمرد و از اطاعت عبد الملك بيرون شد و كسان را به بيعت خويش خواند ، عبد الملك بناچار بسوى دمشق بازگشت و ولايتعهد را به عمرو وعده داد و او را باطاعت خويش درآورد و سپس او را از ميان برداشت .
عمرو مردى شجاع و فصيح بود و خود را براى خلافت از عبد الملك سزاوارتر ميدانست .
عبد الملك نامهاى به دو نوشت كه تو بخلافت طمع دوختهاى اما لياقت آن را ندارى عمرو پاسخى سخت به دو داد ، عبد الملك از در ملايمت درآمد و با وعدهء ولايتعهد او را بنزد خود طلبيد ، عمرو كه از امان عبد الملك اطمينان يافته بود برفت اما عبد الملك بعهد خود وفا نكرد و فرمان داد تا گردنش را زدند و سرش را ميان يارانش انداختند و آنها نيز وقتى چنين ديدند پراكنده شدند .
بدينسان عبد الملك عمرو بن سعيد را كه مايه اختلاف خاندان اموى شده بود از ميان