خشونت و زور آنها را بترسانيد و مطيع كرد و معاويه از جانب عراق آسودهخاطر شد .
بسال 51 هجرى پس از مرگ مغيره ، معاويه فرماندارى كوفه را نيز به زياد سپرد . وقتى زياد بكوفه رفت خطبهاى خواند كه در اثناى آن مردم بنشان اعتراض و نارضايى ريگ به دو انداختند ، زياد فرمان داد تا درهاى مسجد را ببستند و مردم را سوگند داد ، هر كه سوگند ياد كرد كه ريگ نينداخته آزاد شد و هر كه از قسم ابا كرد محبوس شد ، اينان سى كس بودند و دستهانشان را بريدند . زياد براى انجام كار ششماه در بصره ميماند و ششماه در كوفه اقامت ميگرفت .
خوارج در ايام حكومت زياد
از خشونت و سختگيرى زياد كار خوارج سستى گرفت و در مدت حكومت وى حركتى از آنها سر نزد تا وقتى كه عبيد الله بن - زياد بحكومت بصره رسيد و چون او را ملايم و سهلانگار مىپنداشتند دوباره بسال 58 سر بطغيان برداشتند .
بگفتهء طبرى روزى ابن زياد بمشاهده اسبدوانى نشسته بود ، يكى از خوارج بنام عروه حضور داشت و از ابن زياد عيبجوئى كرد كه از سادگى چشم پوشيده است . ابن زياد خشمگين شد و در صدد آزار وى برآمد ، عروه بگريخت اما ابن زياد او را بدست آورد و خونش را بريخت ، برادر عروه ابو بلال خشمگين شد و با چهل كس از خوارج بسوى اهواز رفت ، ابن زياد دو هزار كس را بفرماندهى ابن حصن تميمى به جنگ وى فرستاد اما خوارج او را شكست دادند . اين فيروزى براى ابو بلال ثمر نداشت و ابن زياد بسال 61 هجرى سه هزار كس را به جنگ او فرستاد و ابو بلال با بسيارى از يارانش كشته شدند .
شيعه
پس از قتل على شيعهگرى در مردم كوفه سستى گرفت و چون حسن حق خلافت را بمعاويه گذاشت كوفيان نيز از معاويه اطاعت كردند .
وقتى معاويه فرمان داد على و خاندان وى را بر منبرها ناسزا گويند ،