و مورخان قرون اول مانند ابن عبد الحكم ( 257 ه ) و بلاذرى ( 290 ه ) و يعقوبى ( 292 ه ) و طبرى ( 310 ه ) و كندى ( 350 ه ) و مورخان بعد مانند ابن اثير ( 630 ه ) و مقريزى ( 845 ه ) و ابو المحاسن ( 874 ه ) و سيوطى ( 911 ه ) يادى از آن نكردهاند .
دلايل مورخانى كه حريق را راست پنداشتهاند
دلايل كسانى كه پنداشتهاند عمرو بن عاص كتابخانه اسكندريه را سوزانيده چنين است : اول اينكه مسلمانان علاقه داشتند هر كتابى را بجز قرآن و سنت از ميان ببرند . دوم اينكه عربها چنان كه حاجى خليفه در كشف الظنون آورده وقتى ايران را گشودند كتابخانههاى آن را سوزانيدند .
سوم اينكه سوزاندن كتابخانه را تنها ابو الفرج ملطى كه او را بتعصب متهم ميتوان كرد نياورده بلكه دو مورخ مسلمان عبد اللطيف بغدادى و ابن قفطى نيز آن را نقل كردهاند ، بعلاوه كتابسوزى كارى معمول بود چنان كه عبد الله بن طاهر بسال 213 ه كتابهاى زردشتيانرا بسوخت و بسال 656 ه هلاكوخان كتابها را بدجله ريخت .
رد اين دلايل
دليل اول را نميتوان مسلم دانست ، زيرا روش مسلمانان تشويق دانش بود . بگفتهء ابو الفرج عمرو بن عاص سخنان يوحناى نحوى را مىشنيد و بدان علاقه داشت و او را محترم ميداشت و محقق است كه سخنان يوحنا راجع بمسيحيت بود . مسلمانان پس از جنگ بدر تنى چند اسيران جنگ را كه قادر بپرداخت فديه نبودند بتعليم اطفال خويش گماشتند و حق التعليم آنها را بجاى فديه گرفتند
دليل دوم يعنى كتابسوزى فاتحان عرب را در ايران هيچيك از مورخان نياوردهاند بجز حاجى خليفه كه در شمار متأخران است و اگر عربها كتابخانههاى ايران را سوزانيده بودند مورخان قديم نامى از اين حادثه ميبردند .